دسـت نوشـتـه هـای عمــو هیـــون
دسـت نوشـتـه هـای عمــو هیـــون
قسمـت اول
بیست و هشت ژوئن
رزِ آبیِ من؛ بگذار از بوته ی موهای پریشانت، بوسه چینم.
در سبد عشق، تک به تک رز های آشفتهات را شفا دهم.
اهمیتی نمیدهم اگر عطر خوش رز هایت برای من نباشد.
موجی که آبیه موهای تو دارد، مرا به شنا وا میدارد.
اهمیتی نمیدهم چه کسی جز من، در دریای موهایت غوطهور باشد.
در میان امواج موهایت شب را روز و روز را شب میکنم.
اگر دریا دهان باز کند و مرا ببلعد، مهم نیست.
تقدیم به بوته رزِ آبیِ من، که اقیانوس نگاهم او را بلعید.
مرا ببخش که تا آخرش در دریای نگاهم شناور ماندی..
مرا ببخش، زیبا رز.
قسمـت اول
بیست و هشت ژوئن
رزِ آبیِ من؛ بگذار از بوته ی موهای پریشانت، بوسه چینم.
در سبد عشق، تک به تک رز های آشفتهات را شفا دهم.
اهمیتی نمیدهم اگر عطر خوش رز هایت برای من نباشد.
موجی که آبیه موهای تو دارد، مرا به شنا وا میدارد.
اهمیتی نمیدهم چه کسی جز من، در دریای موهایت غوطهور باشد.
در میان امواج موهایت شب را روز و روز را شب میکنم.
اگر دریا دهان باز کند و مرا ببلعد، مهم نیست.
تقدیم به بوته رزِ آبیِ من، که اقیانوس نگاهم او را بلعید.
مرا ببخش که تا آخرش در دریای نگاهم شناور ماندی..
مرا ببخش، زیبا رز.
- ۶.۶k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط