{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌شود در چشمان شیرین تو به خواب رفت،

می‌شود در چشمان شیرین تو به خواب رفت،

و یک بیستون نقش بر طاق خیال زد،

و با نوایی تیشه فرهاد،
صبح را چشم باز کرد...


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

دل بستم، به دستی که حلقه بود در گردنمعاقبت مار شد آن ریسمان ...

گرچه صبح شد ولی تو دیده بگشا،برخیز که داستانیست تماشای تو#ار...

دورم از خیالت و نیستم در باورت،ولی صبح من با یاد تو باز می‌ش...

امان از این دلبر که من دارمدیگران دل می‌دهند او زجر!دیگران د...

آخرین بحث پارت ۲۴

سناریو 🪽 ✨ « وقتی همسرشون هستی و صبح میری که بیدارشون کنی » ...

از تو شهرم قفس است ای همه آزادی منغم مرا هم‌نفس است ای تو هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط