{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه از دستِ کسی خسته، من از دستِ خودم

همه از دستِ کسی خسته، من از دستِ خودم
ختمِ این قائله اینجاست ؛ به بن بستِ خودم

خسته ام، مثلِ خودم، مثلِ خودت، مثلِ همه
خسته از نغمه ی هر روزِ « کجا هستِ ؟ » خودم

چشمِ تو، با دلِ این شاعرٍ دلخون چه نکرد؟!
همه انگور به لب، من شده ام مستِ خودم

من ملک بودم و فردوسِ برین... اما حیف
شده ام دربه درِ زاویه ی پَستِ خودم

چه کسی غیرِ خودم دردم و درمانِ من است؟
همه از دستِ کسی خسته، من از دستِ خودم...
دیدگاه ها (۷)

خدایا نمیخواستم اینطوری شه.....

...

....

....

پارت ۲۶:برای تو(Rose)تهیونگ میدونست که با رفتار های الانش سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط