{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موشی شیفته شتری شدبه طرف لانه خود به راه افتاد. شتر هم دل

موشی شیفته شتری شدبه طرف لانه خود به راه افتاد. شتر هم دلش سوخت و به دنبالش به راه افتاد، چون به لانه رسید دید امکان بردن شتر به لانه نیست، شتر رو کرد به موش گفت :یا خانه به اندازه محبوبت بساز یامحبوبی به اندازه خانه ات پیداکن
حکایت جوونای امروزیه بخدا
دیدگاه ها (۲)

آنقــــــــــدر مـــرا با دیگـــران مـقـــــــــــایســـــه ...

راسی دوستان شما هم آخرین رخدادهاتون گیر کرده

قیافه پسرا وقتی پول میخان...خخخخخخخخ

دوستای گلم حلالم کنیدعاشق همتونمنمیدونم ازچی و از کجا شروع ک...

موشی شیفته شتری شدبه طرف لانه خود به راه افتاد. شتر هم دلش س...

موشی شیفته شتری شد !به طرف لانه خود به راه افتادشتر هم دلش س...

داستان کوتاه: گنجشک گریان شد بر در سوراخ ساختمان که لانه اش ...

دختر مراکشی بود. پدری داشت که با نخ‌ریسی روزگار را می‌گذراند...

فیکشن سهون پارت ۳۰

ساعتش رو نگاه کرد .هشت صبح بود . فکر می کرد از هشت صبح دیروز...

فال روز متولدین خرداد:شما امروز نمی توانید هرکاری که دلتان م...

✔ #رمان_عاشقانه_از_سوریه_تا_منا❣ #قسمت_بیست_و_هشتمدیشب اصلا...

🌼

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط