پارت
پارت۱۳
(خوشحال باشید)
_اهم اهم
کوک بی توجه به ته به حرف زدن ادامه داد
_برو (رو به سرباز )
¤چشم
و میره.
هی داشتم باهاش حرف میزدم
_عزیزم ببخشید این چند وقت باهات سرد بودم و بهت توجه نکردم ولی دلیل نمیشه تو
با یکی دیگه حرف بزنی
دوست داشتم(زبون درازی)
و پا به فرار میذاره تهیونگم دنبالش میره
ولی یهو ..........
بد جایی تموم کردم
(خوشحال باشید)
_اهم اهم
کوک بی توجه به ته به حرف زدن ادامه داد
_برو (رو به سرباز )
¤چشم
و میره.
هی داشتم باهاش حرف میزدم
_عزیزم ببخشید این چند وقت باهات سرد بودم و بهت توجه نکردم ولی دلیل نمیشه تو
با یکی دیگه حرف بزنی
دوست داشتم(زبون درازی)
و پا به فرار میذاره تهیونگم دنبالش میره
ولی یهو ..........
بد جایی تموم کردم
- ۴.۶k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط