گیسوی ارباب
#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "
#𝐏𝐀𝐑𝐓.11
نشستم رو زمین و همونجور نشسته خوابم برد که با برخورد نور خورشید با صورتم از خواب بیدار شدم سری توی اتاق چرخوندم کسی نبود نگامو به ساعت دوختم ساعت هفت و نیم صبح بود
"یعنی اینقدر زود بیدار میشه؟"
از جام بلند شدمو زه بدنم کشو و قوسی دادم کمرم به شدت درد میکرد همین لحظه دو تقه به در خورد
یباره رنگ از روم پرید ارباب بود؟
اما صدای درونم گفت
"اخه دخترهی خنگ ارباب در میزنه؟"
صدامو بالا بردم و گفتم
+بیا تو
در باز شدو خدمتکاری که از دیشب همه کارهامو انجام داده بود اوند داخل تعزیم کوچولویی کردو گفت
-خانم کوچیک ساعت 8 صبحونه امادهست لطفا سر موقع پایین باشین
+باشه
داشت میرفت بیرون که پرسیدم
+تو خدمتکار شخصی منی نه؟
-بله خانوم کوچیک،کاری دارین انجام بدم؟
+نه فقط میخواستم بدونم همین،و اینکه اسمت چیه خواستم صدات کنم؟
-مریمم خانم کوچیک
+اها خیل خوب میتونی بری
تعزیمی کردو رفت بیرون،سمت سرویس حرکت کردم و دست و رومو شستم اومدم بیرون سمت کمدا رفتم گیج شدم کدوم مال من بود چون یک طرف اتاق کلا کمد دیواری مشکی بودو کلی در داشت
مجبور بودم در تک تکشونو باز کنم
سمت در اولی رفتم تا بازش کردم یه بوی عطر غلیظی به مشامم خورد عطر تلخی بود که فکر کنم با یه بوی دیگه ترکیب شده بود ولی نمیدونم چی.
لباساش منظم چیده شده بود گشتم تا لباسامو پیدا کردم یک شلوار لی قد نود با تیشرت مشکی بلند پوشیدم موهامو هم شونهای زدم و گوشیمو توی جیب شلوارم گذاشتم و از اتاق بیرون زدم...
#𝐏𝐀𝐑𝐓.11
نشستم رو زمین و همونجور نشسته خوابم برد که با برخورد نور خورشید با صورتم از خواب بیدار شدم سری توی اتاق چرخوندم کسی نبود نگامو به ساعت دوختم ساعت هفت و نیم صبح بود
"یعنی اینقدر زود بیدار میشه؟"
از جام بلند شدمو زه بدنم کشو و قوسی دادم کمرم به شدت درد میکرد همین لحظه دو تقه به در خورد
یباره رنگ از روم پرید ارباب بود؟
اما صدای درونم گفت
"اخه دخترهی خنگ ارباب در میزنه؟"
صدامو بالا بردم و گفتم
+بیا تو
در باز شدو خدمتکاری که از دیشب همه کارهامو انجام داده بود اوند داخل تعزیم کوچولویی کردو گفت
-خانم کوچیک ساعت 8 صبحونه امادهست لطفا سر موقع پایین باشین
+باشه
داشت میرفت بیرون که پرسیدم
+تو خدمتکار شخصی منی نه؟
-بله خانوم کوچیک،کاری دارین انجام بدم؟
+نه فقط میخواستم بدونم همین،و اینکه اسمت چیه خواستم صدات کنم؟
-مریمم خانم کوچیک
+اها خیل خوب میتونی بری
تعزیمی کردو رفت بیرون،سمت سرویس حرکت کردم و دست و رومو شستم اومدم بیرون سمت کمدا رفتم گیج شدم کدوم مال من بود چون یک طرف اتاق کلا کمد دیواری مشکی بودو کلی در داشت
مجبور بودم در تک تکشونو باز کنم
سمت در اولی رفتم تا بازش کردم یه بوی عطر غلیظی به مشامم خورد عطر تلخی بود که فکر کنم با یه بوی دیگه ترکیب شده بود ولی نمیدونم چی.
لباساش منظم چیده شده بود گشتم تا لباسامو پیدا کردم یک شلوار لی قد نود با تیشرت مشکی بلند پوشیدم موهامو هم شونهای زدم و گوشیمو توی جیب شلوارم گذاشتم و از اتاق بیرون زدم...
- ۱۳۰
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط