به حکم چشم هایتمی نویسم نامه ای دیگر

به حکم "چشم هایت"می نویسم نامه ای دیگر ..
"دلم "را در میان نامه می پیچم پریشان تر...
پس از نام قشنگت می نویسم "سطر" اول را..
"قفس""آتش"" "پرنده""یک گلو آوازو خاکستر"
میان برگ ماه ؛در انتهای نامه میپیچم ...
برای دست هایت چوری و یک حلقه انگشتر
دلم را در میان نامه ام پیچیده می یابی ...
کنار نامه های دیگرت هر روز پشت در..
در آن خلوت که از ابر خیالت ماه می تابد..
تورا با "سطر ""سطر "نامه هایم میکشم در بر..
میان برق ماه پیچیده تقدیم تو میدارم ..
""دو گلدان """شمعدانی ""قالی و یک دسته نیلوفر"..
ولی حس میکنم یک روز در "غربت "دل عاشق دور از چشمان تو میمیرد کنار نامه ی "آخر"
دیدگاه ها (۶۵)

بغضم به فریادم برس، آرام ویران میشومدر این سرای بی کسی هر رو...

دوست دارم همچو قویی ساکت و زیبا بمیرمیا میان موج دریا یا شبی...

‍آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدمعلتش پـول نبودانعڪاسِ جُوڪ ...

پدر رفتپدر آهسته از دنیا رفتپدر در اخرین دیدار سرد دیدنهازما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط