همیشگی من
پارت هفتم
از زبان سنا=صبح بلند شدم خیلی زود بود اما نمیدونم چرا بلند شدم...رفتم حموم اومدم بیرون لباس پوشیدم رفتم پایین صبحانه خوردم رفتم سوار ماشین شدم و حرکت کردم چون آرایشگاه خودمه هر ساعتی دلم خواست میتونم برم....اولین نفر رسیدم رفتم دفترم و سرم رو گذاشتم رو میز و فکر کردم خیلی خوب فکر کردم به اینکه چرا هرکی منو میبینه میپرسه من یون رو یه فرصت دوباره ندادم؟اون دکتر زندگی خوبی داره پولداره اما هیچکس نمیدونه یه خیانتکار عوضیه هیچکس نمیدونه چه بلایی سر من آورد اون همراه اینکه با صدتا دختر بود میخواست منو مال خودش کنه کثافت ازش متنفرم کاش اونموقع که ایزول تلاش میکرد جلوم رو بگیره به حرفش گوش میدادم....اوففف دارم به چی فکر میکنم گذشته ها گذشته بابا یهو دیدم در زدن ایزول بود اومد داخل و گفت
ایزول:تویی؟چرا انقدر زود اومدی؟(تعجب)
سنا:نه پس عمته...اعصابم خراب بود زود اومدم
ایزول:بیشعور...چته که حالت خرابه؟
سنا:هیچی مهم نیست
ایزول:مهم هست من ترو میشناسم
سنا:خب راستش....
ایزول:بنال دیگه اه
سنا:خب دارم میگم دیگه....(تعریف قضیه)
ایزول:خیلی گه خورده مرتیکه خر
سنا:واقعا رو مخمه این پروییش که با تمام کثافت کاریاش باز میاد سراغم
ایزول:ایششششش عوضی......سنا قبولش کنیا
سنا:نه بابا مگه مغز خر خوردم(تعجب)
ایزول:والا دوبار که خوردی(زیر لب)
سنا:میشنوما
ایزول:منم گفتم که بشنوی
سنا:ایششششش....گمشو سر کارت
ایزول:چشمممم امری ندارین قربان؟(تمسخر)
سنا:خیر امری ندارم
ایزول:پروووووو
ایزول رفت بیرون دوباره رفتم تو فکر خیلی حس بدی دارم هر دوبار همین رو میگفتم و دوباره برمیگشتم پیشش نه اینبار فرق میکنه من مطمئنم ازش متنفرم دیگه تموم شد وقتشه یه نفر دیگه وارد زندگیم شه.......
شرط برای پارت بعد=۷کامنت(نفری یکی)20لایک
از زبان سنا=صبح بلند شدم خیلی زود بود اما نمیدونم چرا بلند شدم...رفتم حموم اومدم بیرون لباس پوشیدم رفتم پایین صبحانه خوردم رفتم سوار ماشین شدم و حرکت کردم چون آرایشگاه خودمه هر ساعتی دلم خواست میتونم برم....اولین نفر رسیدم رفتم دفترم و سرم رو گذاشتم رو میز و فکر کردم خیلی خوب فکر کردم به اینکه چرا هرکی منو میبینه میپرسه من یون رو یه فرصت دوباره ندادم؟اون دکتر زندگی خوبی داره پولداره اما هیچکس نمیدونه یه خیانتکار عوضیه هیچکس نمیدونه چه بلایی سر من آورد اون همراه اینکه با صدتا دختر بود میخواست منو مال خودش کنه کثافت ازش متنفرم کاش اونموقع که ایزول تلاش میکرد جلوم رو بگیره به حرفش گوش میدادم....اوففف دارم به چی فکر میکنم گذشته ها گذشته بابا یهو دیدم در زدن ایزول بود اومد داخل و گفت
ایزول:تویی؟چرا انقدر زود اومدی؟(تعجب)
سنا:نه پس عمته...اعصابم خراب بود زود اومدم
ایزول:بیشعور...چته که حالت خرابه؟
سنا:هیچی مهم نیست
ایزول:مهم هست من ترو میشناسم
سنا:خب راستش....
ایزول:بنال دیگه اه
سنا:خب دارم میگم دیگه....(تعریف قضیه)
ایزول:خیلی گه خورده مرتیکه خر
سنا:واقعا رو مخمه این پروییش که با تمام کثافت کاریاش باز میاد سراغم
ایزول:ایششششش عوضی......سنا قبولش کنیا
سنا:نه بابا مگه مغز خر خوردم(تعجب)
ایزول:والا دوبار که خوردی(زیر لب)
سنا:میشنوما
ایزول:منم گفتم که بشنوی
سنا:ایششششش....گمشو سر کارت
ایزول:چشمممم امری ندارین قربان؟(تمسخر)
سنا:خیر امری ندارم
ایزول:پروووووو
ایزول رفت بیرون دوباره رفتم تو فکر خیلی حس بدی دارم هر دوبار همین رو میگفتم و دوباره برمیگشتم پیشش نه اینبار فرق میکنه من مطمئنم ازش متنفرم دیگه تموم شد وقتشه یه نفر دیگه وارد زندگیم شه.......
شرط برای پارت بعد=۷کامنت(نفری یکی)20لایک
- ۶۸۲
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط