{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت-پنجم

#پارت-پنجم

شماره ی آوین رو ازش گرفتم و داخل گشیم سیو کردم . اینقدر غرق حرف زدن بودیم که یادمون رفت سوپ بخوریم ولی از بوش معلوم بود خوبه

ترمه - ای خدا نگم چه کارت کنه تو چرا بلند میشی

رویا - ای گرد و خاک تو سرت

حالا من به مامان دیشب گفتم کسی نیاد ملاقات این دوتا مرغ اومدن....بی توجه به حرفاشون به آوین که داشت مارو نگاه میکرد گفتم : عزیزم این دوتا خنگ و که میبینی دوستای منن ترمه و رویا

رویا- سلام من رویام

ترمه -سلام منم ترمه ام

آوین -خوشبختم منم آوینم

نو که اومد به بازار کهنه میشه دل ازار منم که از خدا خواسته گرفتم خوابیدم
***********************

مامان - دختر امروز جمعه اس خوب استراحت کن که اگر فردا حالت بهتر بود بری دانشگاه
+اخه مادر من الان من دارم سکته میکنم شما میگی برو داشگاه انشا... دانشگاه رو سر اوستاداش خراب بشه
مامان - بخواب شب بخیر
+بد بختی بخیر
بعد اینکه مامان رفتم هدفونم رو گذاشتم تو گوشم صداشم تا ته زیاد کردم 😭 میدونید چند وقته اهنگ گوش ندادم صدای اهنگ وای وای تو گوشم چیچیده شد اولش صدای جیغ ی دخترم توش بود

تو میدونی دلم گیره منو عطر تو میگیره
بهم نگو که بیخیال شو فکر کنم یکم دیره
بگو چته نمیدونم منم مثل تو دیوونم
بس کن این ادا اطوارو چی میخوای از جونم
وای وای دلمون رفت دلو برد و ولمون کرد
وای وای دلمون رفت کاش راضی بشه زودتر
وای وای دلمون رفت دلو برد و ولمون کرد
وای وای دلمون رفت کاش راضی بشه زودتر
با ما چیکار کردی تو چرا انقد سردی خب
تو چشام نگاه کن دیوونم کردی تو
هر جا بری هستم پات از این کارات دست بردار
اگه تو قبول کنی که شروع کنیم از فردا
وای وای دلمون رفت دلو برد و ولمون کرد
وای وای دلمون رفت کاش راضی بشه زودتر
وای وای دلمون رفت دلو برد و ولمون کرد
وای وای دلمون رفت کاش راضی بشه زودتر
(وای وای از شهاب مظفری و علی یاسینی )

چند تا اهنگ دیگه گوش دادم که خسته شدم خوابیدم
صبح با تکونای یکی بیدار شدم سرمو کردم زیر پتو هر کی بود مامان نبود یا ترمه و رویا بود یا سارا برای همین دستمو از زیر پتو کردم بیرون که بزنمش یه ان خورد تو گوشش اینو از صدای که اومد فهمیدم 😅 بدبخت شودم رفت بلند شدم دیدم سارا دستشو گذاشته رو لپش با اخم نگام میکنه الان حمله میکنه

+این چه وضع بیدار کردنه نمیگی سکته کنم ؟!
سارا - نه
+اگه مُردم جواب مامان بابا چی میدی
سارا- هیچی میگم سکته کرد مُرد
+به همین راحتی
سارا-اره
+گمشو بیرون اصلا برای چی اومدی
سارا - مامان گفت بلند شو برو دانشگاه
+با این حالم
سارا هم شونه ای بالا انداخت و رفت بیرون منم پشتش رفتم بیرون
+مامان من باید برم دانشگاه
مامان -اره
+چرا من حالم خوب نیست برم حالم بدتر میشه
سارا-ترمه و رویا میگن امروز بیا دانشگاه مثل اینکه امتحان دارید امتحان دادی زنگ بزن سامی میاد دنبالت
+باش
بعد صبحونه ی تیپ تمام مشکی زدم بدون ارایش امروز هم قرار بود با ترمه بریم بعد من با سامی میام بچه ها هم میرن زبانسرا
از خونه اومدم بیرون سوار ماشیت رویا شودیم و پیش ب سوی دانشگاه
رویا-حال خر ما چطوره میدونی چند وقته خر سواری نکردم
ترمه-اگه تصادف کردیم به من ربطی نداره من چند وقته رانندگی نکردم
+به درک تو برو

دیگه حرفی بینمون ردوبدل نشد فقط صدای اهنگ بود که سکوت ماشین رو میشکست.... تو همین فکرا بودم که ماشین بدجور ایستاد منم چون پشت نشسته بودم با سر رفتم تو صندلیه رویا
+چی شد
ترمه - هیچی انگار این اقایون بز دیدن ی گربه پریده جلو ماشینشون اینجور ترمز کردن
به جلو نگاه کردم دیدم آدرین با اون دوتای دیگه از ماشین پیاده شدن جلو ماشین وایسادن حالا کجا دم در ورودی دانشگاه
رویا پیاده شد رفت پیششون منو ترمه هم رفتیم تا ی وقت رویا نکنشون زیر هجده ‌چرخ
رویا - ببخشید اقایون ادم که نکشتید بالا سرش ماتم گرفتین برین کنار تا مردم رد بشن
رادوین- بیا را باز جاده دراز رد شین دیگه
ترمه -جاده که درازه ولی باز نیست اگه لطف کنین این لگن رو بردازین ممنون میشم
بعد با دست یکی زد تو کاپوت ماشین
آروین - هووووووی چه کار میکنی

اون چهار تا با هم کل کل میکردن منم نگاشون میکردم اما دیگه کار به جای باریک کشید الان بود که یکی از اونا فهش ناموسی بده برای همین مثل خاک انداز پریدم وسط
+اقا ی گربه زیر کردین کاری نیس که ی دقیقه برش دارین بزارید ماهم رد شیم
بعد دست رویع و ترمه رو گرفتم و رفتیم سوار ماشین شدیم
ترمه - میزاشتی حقشو بزارم کف پاش
+ول کن دیگه بیا رفتن زود برو الان دیر میشه ها

وارد دانشگاه که شدیم هیچکس نبود یعنی کلاس شروع شده

ترمه - بدو بریم الان استاد راهمون نمیده

بعد خودش و رویا دویدن رفتن من خیلی اروم را میومد اگه می دوی
دیدگاه ها (۵)

با اینکه زندگی ساده اس ولی بعضی وقتا به همین سادگیش می ارزه ...

من با همه صمیمی نیستم تو بذار پای غرورم من میذارم پای شع...

🎡 🎠 عشق انسان را تا پای جُنون می بَرَد....اما دوست داشتن انس...

آوین در رمان سہ شیطون بلا

عشق دردناکp³-ولی من میگم یه ریگی تو کفش یونا هست_هرچی هم باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط