همه چیز از یه روزی آغاز شد که بدون اینکه بخوایم بفهمیم و تجسم ...

.
همه چیز از یه روزی آغاز شد که بدون اینکه بخوایم بفهمیم و تجسم کنیم فقط یه نوری ته دلمون بود که گفت : اگه بخوای میشه...
البته بعدش گفتیم :
وا...یعنی چی میشه... تو نمیتونی ...
و این جدال درونیمون ادامه داشت ...
ولی یه حسی همش میگفت میشه...
درواقع این ما نبودیم که میگفت میشه..بلکه خدا بود
خدا وقتی بخواد یکیو بیاره به سمت مسیر درست نگاه نمیکنه اون طرف کیه و گذشتش چجوریه..
خدا به ته ته ته ته ته ته ته ته ته دل اون شخص نگاه میکنه و اگه خدا حس کنه اندازه یه کوچولو بنده ای دلش خدا و پاکی رو میخواد اونجاست که استارت هدایتش میخوره و اون شخص بدون اینکه دست خودش باشه به صورت کاملا نا گهانی زندگیش تغییر میکنه
قبلا وقتی بهمون حس بد دست میداد برای کم کردنش دست به هر کاری میزدیم ولی الان که اومدیم در مسیر درست یاد گرفتیم که فقط با مثبت دیدن میتونیم حال خودمونو خوب کنیم..
چون خدا هم مثبت اندیشه..
وقتی که با تموم اشتباهات گذشتمون گفت : اشکال نداره...من میشناسمش...این اینجوری نیست..من از ته دلش آگاهم.این کارارو از سر ندونم کاری میکنه.. و اصلا همین مثبت اندیشی خدا بود که تا اینجا مارو کشوند...
موفقیت این نیست که آدم به مقصد برسه و بعد موفق بشه!
نه!
همین که آدم در مسیر موفقیت باشه موفقه!
.
دیدگاه ها (۶)

.توی آینه خودم رو دیدم و شکلک درآوردم .زدم زیر خنده . اون هم...

.میدونی قشنگترین جای زندگی کجاست؟اونجاست که به دلت فرصت میدی...

.عاقبت، روزی می رسد که دلخوشی ها جایشان را به دلشوره می دهند...

و من منتظر تو خواهم ماند همچون کلبه‌ای تنها تا دوباره مرا بب...

جوکر

سناریو استری کیدز

روز مادر برای همه ی مادرای دنیای واقعی دنیای کارتونی انیمه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط