{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اقا خوبیها سلام .منم نوکرت. منم اهو پرشیان .اقا همه جوابم

اقا خوبیها سلام .منم نوکرت. منم اهو پرشیان .اقا همه جوابم کرده اند .همه باکنایه هاشان دلم را ریش ریش کرده اند. اقا جای بلد نبودم جز این جا .همه می گویند وقتی نامیدی برو حرم کنار ایوان طلا روبه رو ضریح کنار پنجره فولاد دلت اونجا جلا می گیرد.اقا اماده ام برا زیارت امدم از کنار صحن کوثر رد شدم به صحن ازادی رسیدم امدم رو به رو ضریح کنار پنجره فولاد .یاد نمی یاد چه می خواستم چرا این قدر نا امید بودم یاد رفت چرا عزم زیارت کردم .انگار دیدن صحن وسرایت برایم کافی بود.
دیدگاه ها (۱)

1. 🐟🦋«ماهی با دریا خوشه، دریا کجاست؟آهو با صحرا خوشه، صحرا ک...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت چهارم: «این بار نمی‌رم»اون شب اِم...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

رمان :قرارداد سرنوشت

ᴘᴀʀᴛ ۴۰ | حرفی که سال‌ها نگفته بودشب قبل از رفتن آرا...خونه ...

p24× تو حتی نمی‌دونی اون شب واقعاً چه اتفاقی افتاد، تهیونگ.....

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤎 𝖕𝖆𝖗𝖙 ³ | پارتـ ³📜 𝖕𝖔𝖛 ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط