{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کجای قصه

کجای قصه
نگفته ام دوستت دارم؟؟
بگذار فکر کنم...
هیچ کجا انگار !
تا یادم می‌آید،
بهانه هایم هم، پُر بود از فریاد.
فریادِ اینکه؛
دیوانه ! من دیوانه ی تواَم!
اما ببخش مرا!
انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام،
که هرچه تقلا می‌کند،
کسی نمی‌فهمد
که شیر نمی‌خواهد.
که گرمایِ تن مادر می‌خواهد.
اما؛
حالا می‌نویسم،
بارها بخوان!
بارها بخوان!
دیوانه ، دوستت دارم!
دیدگاه ها (۳)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

عاشقانه های شبنم

پارت ۱۲: خب فک کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

مرد بی رحم

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط