بچه هاااا داستان دعوا
بچه هاااا داستان دعوا
امروز رفتم دختر عممو از مدرسه بیارم دیدم داره گریه میکنه گفتم چی شده گفت یه بچه به اسم جانان مقنعشو پاره کرده گفتم به ناظم گفتی؟ گفت گفتم گفت فردا پیگیری میکنه. منم گفتم جانان کو؟ گفت اونا رفتم دستشو گرفتم گفتم جانان؟ گفت بله(جانان گفت) منم گفتم تو مقنعه دختر عممو پاره کردی گفت آره چطور؟ منم گفتم ببین با من طرفی یقشو گرفتم چسبوندم دیوار گفتم ببین یه بار دیگه فقط یه ک بار دیگه اذیتش کنی جنازتو میدم مامانت. بعد دستشو گرفتم رفتیم😁دختره پرو وحشی🤨😊😁
امروز رفتم دختر عممو از مدرسه بیارم دیدم داره گریه میکنه گفتم چی شده گفت یه بچه به اسم جانان مقنعشو پاره کرده گفتم به ناظم گفتی؟ گفت گفتم گفت فردا پیگیری میکنه. منم گفتم جانان کو؟ گفت اونا رفتم دستشو گرفتم گفتم جانان؟ گفت بله(جانان گفت) منم گفتم تو مقنعه دختر عممو پاره کردی گفت آره چطور؟ منم گفتم ببین با من طرفی یقشو گرفتم چسبوندم دیوار گفتم ببین یه بار دیگه فقط یه ک بار دیگه اذیتش کنی جنازتو میدم مامانت. بعد دستشو گرفتم رفتیم😁دختره پرو وحشی🤨😊😁
- ۸۶۶
- ۱۵ مهر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط