عاشقت نیستم 🥀
عاشقت نیستم 🥀
پارت 65
ـــ چه بلایی سر کاچان اوردید؟!
ـــ کاچان؟! مکه نمرده؟!
ـــ خودت که بهتر میدونی....
ـــ کاچان خب یکم زخمی شده ولی دکترمون داره مداواش میکنم درواقع کاچان نمرده ما فقط میخواستیم اذیتت کنیم همین
ــــ اره اذیت شدم خیلی خیلی اذیت شدم دیکه کافیه کاچان رو پس بده
ــــ چیه نکنه اون حرومی رو دوست داری؟!
ــــ اره اون حرومزاده رو دوست دارم بگو کدوم گوریه؟!
ـــ میدوریا از دستت ناراحت شدم پس من؟!
ـــ خفه
ــ..... اکه میخوای کاچان زنده بمونه باید به پدرت بپیوندی
ـــ پدرم؟! پدر من مرده
ــــ اخ خب تو اینو نمیدونی ولی خب این دست سرنوشته دیکه بزار برات بگم قضیه چیه
وال فوروان فوقالعاده قوی یه برادر ضعیف داشته اون برادر ضعیت بدون کوسه بوده و ضعیفم بزرگ میشه زیاد برادر بزرگشو نمیبینه برای همین بیشتر اوقات تنها بوده تا اینکه میمیره و داستان هایی که من نمیدونم سرچشمشون چیه ولی وقتی توی بدن یکی از صاحبان یکی برای همه بوده عاشق یه خانومی میشه برادر بزرگ تر که از بچگی همه چیز برادر بززگشو داشته اون خانومم میخواد داشته باشه با اینکه اون خانوم عاشق برادر ضعیف بوده بزور مجبور میشه با برادر بزرک ازدواج کنه و اونا صاحب یه فرزند میشند و وقتی اون بچه بدنیا میاد برادر بزرگه اون زنو ول میکنه چون از همون اولم هلاقه ای نسبت اون نداشته و اون پسر تویی میدوریا
پارت 65
ـــ چه بلایی سر کاچان اوردید؟!
ـــ کاچان؟! مکه نمرده؟!
ـــ خودت که بهتر میدونی....
ـــ کاچان خب یکم زخمی شده ولی دکترمون داره مداواش میکنم درواقع کاچان نمرده ما فقط میخواستیم اذیتت کنیم همین
ــــ اره اذیت شدم خیلی خیلی اذیت شدم دیکه کافیه کاچان رو پس بده
ــــ چیه نکنه اون حرومی رو دوست داری؟!
ــــ اره اون حرومزاده رو دوست دارم بگو کدوم گوریه؟!
ـــ میدوریا از دستت ناراحت شدم پس من؟!
ـــ خفه
ــ..... اکه میخوای کاچان زنده بمونه باید به پدرت بپیوندی
ـــ پدرم؟! پدر من مرده
ــــ اخ خب تو اینو نمیدونی ولی خب این دست سرنوشته دیکه بزار برات بگم قضیه چیه
وال فوروان فوقالعاده قوی یه برادر ضعیف داشته اون برادر ضعیت بدون کوسه بوده و ضعیفم بزرگ میشه زیاد برادر بزرگشو نمیبینه برای همین بیشتر اوقات تنها بوده تا اینکه میمیره و داستان هایی که من نمیدونم سرچشمشون چیه ولی وقتی توی بدن یکی از صاحبان یکی برای همه بوده عاشق یه خانومی میشه برادر بزرگ تر که از بچگی همه چیز برادر بززگشو داشته اون خانومم میخواد داشته باشه با اینکه اون خانوم عاشق برادر ضعیف بوده بزور مجبور میشه با برادر بزرک ازدواج کنه و اونا صاحب یه فرزند میشند و وقتی اون بچه بدنیا میاد برادر بزرگه اون زنو ول میکنه چون از همون اولم هلاقه ای نسبت اون نداشته و اون پسر تویی میدوریا
- ۱۶۷
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط