{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی به شهرام گفتم کسی منو دوست نداره برام ارزش واعتبار ق

روزی به شهرام گفتم کسی منو دوست نداره برام ارزش واعتبار قائل نمیشن هرچی من به آنها از صمیم قلب احترام وتکریم میکنم آنگار از من طلبکار باشن ی جورایی
حرفم را قطع کرد وگفت
خودت چی
گفتم خودم چی
گفت خودت خودت رو دوست داری بخودت احترام میزاری از خودت راضی هستی به این کاری نداشته باش که مردم با تو چه میکنن ببین کارهات مورد رضایت خدا هست اگر هست به اعمال مردم کاری نداشته باش کارت را درست وکامل انجام بده

از آنروز دیدم به زندگی جور دیگه ای شد سعی میکنم من منی باشم که خودم میخوام نه اینکه مردم میخوان



محمدعلی
دیدگاه ها (۱۴)

زمان بچگی ما بازی هایی میکردیم که وقتی بر می گشتیم خانه اول ...

توانا بود آنکه دانا بوداز قدیم همیشه روی جلد کتاب های درسی ا...

از اسب افتادن طوری نیست خدا کنه از اصل نیوفیم این بدهمحمدعلی

بعضی از مردم حرص میزنن وگرنه خداوند هیچ سری را بدون روزی نمی...

رمان آیچی پارت 11#اِما وقتی رسیدیم خونش بهم گفت لباست رو در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط