در ادامه
در ادامه...
نکته: بازی که ا.ت و سنجو و ارام میکنن backrooms میباشد در اسلاید های دو تا آخر )
🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷
~سنجو دستگاه رو روشن کرد ~
آرام و ا.ت جان هم اومدن نشستن روی زمین
(چون بازی ویدئویی کردن فقط با نشستن رو زمین حال میده🤣😎)
و سنجو هم اومد کنارشون و با خنده پرسید :خب داداشی ها و مشتی ها می بازی کنیم؟
ا.ت: بک رومز
سنجو:اوههههه بهت نمیخوره همچین بازی رو بکنی😏 تو چی ارام؟
ارام:منم بک رومز
سنجو: از تو دیگه کلاااااا بعید بود
ا.ت و ارام: 🤣🤣🤣🤣😎😎
و سنجو جان هم بازی را پلی کرد و سنجو عقب موند و ارام و ا.ت جان هم داشتن بازی رو برنده میشدن و در نهایت
game over روی صفحه اومد
آرام و ا.ت خوشحال و سنجو با بدنی گچ شده
ارام:سنجو؟
سنجو:....
ا.ت: سنجووووووووو(عربده )
سنجو: عرررررررر بسم الله الرحمن الرحیم چیشد؟!؟؟!؟!
ا.ت: گچ شده بودی
سنجو:چون تا حالا این بازی رو نکرده بودم
ارام:پس چرا داشتیش؟
سنجو:سانزو این رو خیلی بازی میکنه
ارام:چه عقب بلخره مثل آدم اسم داداشت رو گفتی🤣🤣
سنجو: والا من جلوی شما اسمش رو میگم وگرنه با فحش اسمش رو صدا میزنم
ا.ت و ارام درحال دعا: بسم الله الرحمن الرحیم 🤣
که یهو یکی مثل گاو وارد اتاق میشود
آرام و ا.ت متعجب و سنجو در حال خاموش کردن دستگاه
و فکر میکنی کی مثل گاو وارد میشه؟
بله سانزو و ران و ریندو
سانزو: سنجو دهنت سرویسسسسس
سنجو در حالی که گوش آرام و ا.ت رو گرفته و سکوت کرده
سانزو : جواب من و بده پشمک
سنجو: فحش نده این دوتا مظلومن
ا.ت:این همونی نبود که اسمش و گذاشته بودی پلنگ صورتی؟
ارام: راست میگه و راستی اون دوتا بادمجون چرا دارن مثل ماست نگاه میکنن؟
سنجو دارد از خنده پاره میشه
و سانزو و ران و ریندو با چشم های : خدایا یا تو ما رو شهید کن یا این سه تا رو
که یهو ران میگه: خب بیاید بیرون دیگه به اندازه کافی خوشگذرون کردید
سنجو درحالی که دستانش را روی شانه ا.ت و ارام گذاشته میگه:این دوتا دوستای منن هر کی بهشون دست بزنه گردنشون رو میشکونم (غیرت به روایت تصویر🙂)
سانزو:باشه باباااااا در نهایت جو تورو میگیره
سنجو بیخیال با ا.ت و ارام از کنارش رد میشه و بعد هم از کنار ران و ریندو
۲ دقیقه بعد....
۳ دقیقه بعد تر....
بوممممممم !!
ران و ریندو و سانزو در حال ترکیدن از سرخ شدن (هنوز از اتاق بیرون نیومدن)
ران:چرا؟...چراااا؟من الان خون دماغ شدم؟(در حال پاک کردن دماغش 🤣🩸)
ریندو با صورت لبو شده: فکر کنم ما شیطان ها عاشق شدیم 🤣🤣
سانزو: خفه شوووووووو
ران:چیه ؟!اوههههههه نکنه تو هم عاشق شدی؟
ریندو: احتمالا وایسا ببینم اسمش چی بود؟ آها فهمیدم...ارام؟😏
سانزو:هی هی هیییییی اسکل من میدونم تو عاشق سنجویی
ریندو دیگه داشت از شدت سرخ بودن سکته میکرد
سانزو:و تو کله بادمجون ...
ران: چیه؟
سانزو با پوزخند:من میدونم که تو هم عاشق شدی😏
ران:نچ
سانزو:تو عاشق اون دختره ا.ت شدی درسته؟
ران از شدت سرخ شدن دست ریندو و گرف و رفت پایین و سانزو هم رفت پایین و.....
💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮
خب عزیزان گرامی تا پارت بعد خدانگهدار 👋🏻
نکته: بازی که ا.ت و سنجو و ارام میکنن backrooms میباشد در اسلاید های دو تا آخر )
🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷🕷
~سنجو دستگاه رو روشن کرد ~
آرام و ا.ت جان هم اومدن نشستن روی زمین
(چون بازی ویدئویی کردن فقط با نشستن رو زمین حال میده🤣😎)
و سنجو هم اومد کنارشون و با خنده پرسید :خب داداشی ها و مشتی ها می بازی کنیم؟
ا.ت: بک رومز
سنجو:اوههههه بهت نمیخوره همچین بازی رو بکنی😏 تو چی ارام؟
ارام:منم بک رومز
سنجو: از تو دیگه کلاااااا بعید بود
ا.ت و ارام: 🤣🤣🤣🤣😎😎
و سنجو جان هم بازی را پلی کرد و سنجو عقب موند و ارام و ا.ت جان هم داشتن بازی رو برنده میشدن و در نهایت
game over روی صفحه اومد
آرام و ا.ت خوشحال و سنجو با بدنی گچ شده
ارام:سنجو؟
سنجو:....
ا.ت: سنجووووووووو(عربده )
سنجو: عرررررررر بسم الله الرحمن الرحیم چیشد؟!؟؟!؟!
ا.ت: گچ شده بودی
سنجو:چون تا حالا این بازی رو نکرده بودم
ارام:پس چرا داشتیش؟
سنجو:سانزو این رو خیلی بازی میکنه
ارام:چه عقب بلخره مثل آدم اسم داداشت رو گفتی🤣🤣
سنجو: والا من جلوی شما اسمش رو میگم وگرنه با فحش اسمش رو صدا میزنم
ا.ت و ارام درحال دعا: بسم الله الرحمن الرحیم 🤣
که یهو یکی مثل گاو وارد اتاق میشود
آرام و ا.ت متعجب و سنجو در حال خاموش کردن دستگاه
و فکر میکنی کی مثل گاو وارد میشه؟
بله سانزو و ران و ریندو
سانزو: سنجو دهنت سرویسسسسس
سنجو در حالی که گوش آرام و ا.ت رو گرفته و سکوت کرده
سانزو : جواب من و بده پشمک
سنجو: فحش نده این دوتا مظلومن
ا.ت:این همونی نبود که اسمش و گذاشته بودی پلنگ صورتی؟
ارام: راست میگه و راستی اون دوتا بادمجون چرا دارن مثل ماست نگاه میکنن؟
سنجو دارد از خنده پاره میشه
و سانزو و ران و ریندو با چشم های : خدایا یا تو ما رو شهید کن یا این سه تا رو
که یهو ران میگه: خب بیاید بیرون دیگه به اندازه کافی خوشگذرون کردید
سنجو درحالی که دستانش را روی شانه ا.ت و ارام گذاشته میگه:این دوتا دوستای منن هر کی بهشون دست بزنه گردنشون رو میشکونم (غیرت به روایت تصویر🙂)
سانزو:باشه باباااااا در نهایت جو تورو میگیره
سنجو بیخیال با ا.ت و ارام از کنارش رد میشه و بعد هم از کنار ران و ریندو
۲ دقیقه بعد....
۳ دقیقه بعد تر....
بوممممممم !!
ران و ریندو و سانزو در حال ترکیدن از سرخ شدن (هنوز از اتاق بیرون نیومدن)
ران:چرا؟...چراااا؟من الان خون دماغ شدم؟(در حال پاک کردن دماغش 🤣🩸)
ریندو با صورت لبو شده: فکر کنم ما شیطان ها عاشق شدیم 🤣🤣
سانزو: خفه شوووووووو
ران:چیه ؟!اوههههههه نکنه تو هم عاشق شدی؟
ریندو: احتمالا وایسا ببینم اسمش چی بود؟ آها فهمیدم...ارام؟😏
سانزو:هی هی هیییییی اسکل من میدونم تو عاشق سنجویی
ریندو دیگه داشت از شدت سرخ بودن سکته میکرد
سانزو:و تو کله بادمجون ...
ران: چیه؟
سانزو با پوزخند:من میدونم که تو هم عاشق شدی😏
ران:نچ
سانزو:تو عاشق اون دختره ا.ت شدی درسته؟
ران از شدت سرخ شدن دست ریندو و گرف و رفت پایین و سانزو هم رفت پایین و.....
💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮
خب عزیزان گرامی تا پارت بعد خدانگهدار 👋🏻
- ۷.۳k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط