{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر من

شعر من
چای تلخی نیست
که کسی را
از آن نیاید خوش
بلکه
همچو قهوه قجری است
که سراینده اش را
عاقبت خواهد کشت
دیدگاه ها (۰)

نازنینم عاشقت هستم ولی آیا تو هممن که خیلی سخت دل بستم ولی آ...

چشمان توࢪا دیدم و دیگࢪ نشدم آنچہ‌ کہ‌ بودم....

چیدمانِ شبِ من بی تو ؛فقط تنهایی‌است.

جز خواستن تو هیچ نخواهد دل من˘˘ ♥️

اغاز خوش ان بود که با چای به سر شد

عاقبت مذاکره با آمریکا و اعتماد به آن.رفع تحریم‌ها سرابی بیش...

فنجان قهوه، گرم است اما من لرزشِ سرمایی را در وجودم حس می‌کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط