چشمان توا دیدم و

چشمان توࢪا دیدم و
دیگࢪ نشدم آنچہ‌ کہ‌ بودم....
دیدگاه ها (۰)

گله از هرکه کنم باز دلم آرام است گله از تو به کجامن ببرم ای...

چشم و دل، دانی چه خواهنداین حوالی ؟!بودنت را ، دیدنت راقانع‌...

نازنینم عاشقت هستم ولی آیا تو هممن که خیلی سخت دل بستم ولی آ...

شعر منچای تلخی نیست که کسی رااز آن نیاید خوشبلکههمچو قهوه قج...

#به وقت دلتنگیهمیشه شنونده بودم،هیچوقت شنیده نشدم.همیشه شاعر...

چشمای تورو زمانی دیدم که از چشمای قهوه ای متنفر بودم ، و در ...

همه را دیدم و عاشق نشدم تو چه بودی که تورا دیدم و دیوانه شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط