پارت اول
پارت اول
_خدایا! چرا این عروسی لعنتی تموم نمیشه؟!؟ اصلا چرا الان من نباید جای مه لقا باشم ها ؟!؟وای بازم این اشکای لعنتی راه خودشون رو پیدا کردن اَه
_اومدن!
اشکای سمج من با شدت شروع به باریدن کردن منم سریع به طرف سرویس بهداشتی رفتم کهه هم اشکام رو پاک کنم هم از دیدن پرهام و مه لقا دست تو دست هم شدت گریم بیشتر نشه و ابروریزی نکنم هر بار که صورتمو میشستم خاطرات روزهای که با پرهام گذروندم یادم اومد.
روزی که داشتیم تنیس بازی میکردیم و نزدیک بود من بیفتم و پرهام تو جمعیت من و بغل کرد ، من و پرهام در حال کیک خوردن ، من و پرهام در حال دعوا کردن ،من و پرهام اَه به خودم تشر زدم:بسه دیگه هی من و پرهام ، من و پرهام .قوی باش تو دیگه نباید به اون فکر کنی دختره احمق! حالا هم قشنگ میری و بهشون تبریک میگی و میشینی سر جات فهمیدی؟!
همونطور که با خودم تکرار میکردم من قوی ام من قوی ام به سمت جایگاه عروس و داماد رفتم .
وقتی رفتم اولین چیزی که دیدم دستهای قفل شده پرهام و مه لقا بود سریع چشمهام رو بالا اوردم و سعی کردم یه قیافه بی تفاوت بگیرم و بهشون تبریک بگم :
_تبریک میگم اقا پرهام تبریک میگم مه لقا جون امیدوارم خوشبخت شین و بعد سریع از اونجا دور شدم و به سمت مامان اینا رفتم :
_مامان من خسته شدم دیگه میرم خونه بخوابم .
+باشه برو!فقط مواظب خودت باش
_باشه مامان جونم
تا رسیدم به ماشین اشکام یکی یکی فرود اومدن . پرهام کسی بود که به تمام وجود عاشقش بودم و حالا اون با دختر همسایشون مه لقا ازدواج کرد.
ماشین و روشن کردم . شیشه ها رو دادم پایین تا ته و اهنگ گوش دادم و اهنگ دروغ محض از ساسی رو گذاشتم و صداشو تا ته بلند کردم و سرعتمو زیاد کردم و به طرف خونه رفتم.
دروغه محضه جداییمون ما عاشق همیم هر دو تاییمون مگه نه ؟
تو هنوزم واسه من میمیری مگه نه ؟
تو بدون من هیجایی نمیری مگه نه؟
اره دروغه این که نیستی تو هنوز نرفتی پیشم وایمیستی
تو هم بی من غصه میخوری مگه نه ؟ از ترس چشمای من جم نمیخوری مگه نه ؟
هنوز این قلب دیوونه میخوادت
چرا از من و عشقم هیچی نیست یادت؟هیچی نیست یادت؟
دروغ محضه این توهّم نیست
اون خیانت نکرده نه کار اون نیست نگو نه ؟
اون هنوز واسم میمیره وقتی میخندم
اون بی من خوشحال نیست شرط میبندم
اون هنوزم واسم میمیره وقتی میخندم
اون بی من خوشحال نیست شرط میبندم
هنوز این قلب دیوونه میخوادت
چرا از من و عشقم هیچی نیست یادت هیچی نیست یادت
تو راه فقط داد زدم:خدایا!چرا؟! واقعا چرا ؟! مگه من بندهٔ بدی بودم برات؟!
رسیدم خونه دو بوق زدم تا مش رحیم در حیاط رو باز کنه. با کله سلامی بهش دادمو به سمت پایین رفتم. بعدش رفتم تو خونه از پله ها بالا رفتمو با دو خودم رو به اتاق رسوندم و ضبطمو روشن کردم اهنگ خدایا از علیرضا روزگار پخش شد
پخش شدن ترانه همانا و بلند شدن صدای گریه من همانا .
خدایا عاشقم کردو
کنار من نمیمونه
داره دل میکنه میره
بهم میگه پشیمونه
خدایا عاشقم کردو
حالا از بودنم سیره دل بیرحم اون حالا
یه جای دیگه ای گیره
خودش با من نمیمونه میگه قسمت ما اینه
میزاره گردن تقدیر ناهش رو نمیبینه
چه ساله نحسیه امسال
چه روزای بدی دارم
اهای تقویم پر پاییز ازت بیزاره بیزارم
تو تعبیر کدوم خوابی ؟
کدوم کاووس بی پایان
چقد دل میبری ساده
چقد دل میکنی اسون
کدوم مهمون ناخونده
منو از قلب تو رونده
نگاتو کی ازم دزدید دل من رو کی سوزونده؟
خودش با من نمیمونه میگه قسمت ما اینه میزاره گردن تقدیر گناهش رو نمیبینه
چه سال نحسیه امسال چه روزای بدی دارم
اهای تقویم پر پاییز ازت بیزاره بیزاره .
ترانه رو دوباره زدم که تکرار بشه_تکرار_ تکرار_ تکرار و با فکر و خیال به خواب رفتم.
چطوره؟؟
_خدایا! چرا این عروسی لعنتی تموم نمیشه؟!؟ اصلا چرا الان من نباید جای مه لقا باشم ها ؟!؟وای بازم این اشکای لعنتی راه خودشون رو پیدا کردن اَه
_اومدن!
اشکای سمج من با شدت شروع به باریدن کردن منم سریع به طرف سرویس بهداشتی رفتم کهه هم اشکام رو پاک کنم هم از دیدن پرهام و مه لقا دست تو دست هم شدت گریم بیشتر نشه و ابروریزی نکنم هر بار که صورتمو میشستم خاطرات روزهای که با پرهام گذروندم یادم اومد.
روزی که داشتیم تنیس بازی میکردیم و نزدیک بود من بیفتم و پرهام تو جمعیت من و بغل کرد ، من و پرهام در حال کیک خوردن ، من و پرهام در حال دعوا کردن ،من و پرهام اَه به خودم تشر زدم:بسه دیگه هی من و پرهام ، من و پرهام .قوی باش تو دیگه نباید به اون فکر کنی دختره احمق! حالا هم قشنگ میری و بهشون تبریک میگی و میشینی سر جات فهمیدی؟!
همونطور که با خودم تکرار میکردم من قوی ام من قوی ام به سمت جایگاه عروس و داماد رفتم .
وقتی رفتم اولین چیزی که دیدم دستهای قفل شده پرهام و مه لقا بود سریع چشمهام رو بالا اوردم و سعی کردم یه قیافه بی تفاوت بگیرم و بهشون تبریک بگم :
_تبریک میگم اقا پرهام تبریک میگم مه لقا جون امیدوارم خوشبخت شین و بعد سریع از اونجا دور شدم و به سمت مامان اینا رفتم :
_مامان من خسته شدم دیگه میرم خونه بخوابم .
+باشه برو!فقط مواظب خودت باش
_باشه مامان جونم
تا رسیدم به ماشین اشکام یکی یکی فرود اومدن . پرهام کسی بود که به تمام وجود عاشقش بودم و حالا اون با دختر همسایشون مه لقا ازدواج کرد.
ماشین و روشن کردم . شیشه ها رو دادم پایین تا ته و اهنگ گوش دادم و اهنگ دروغ محض از ساسی رو گذاشتم و صداشو تا ته بلند کردم و سرعتمو زیاد کردم و به طرف خونه رفتم.
دروغه محضه جداییمون ما عاشق همیم هر دو تاییمون مگه نه ؟
تو هنوزم واسه من میمیری مگه نه ؟
تو بدون من هیجایی نمیری مگه نه؟
اره دروغه این که نیستی تو هنوز نرفتی پیشم وایمیستی
تو هم بی من غصه میخوری مگه نه ؟ از ترس چشمای من جم نمیخوری مگه نه ؟
هنوز این قلب دیوونه میخوادت
چرا از من و عشقم هیچی نیست یادت؟هیچی نیست یادت؟
دروغ محضه این توهّم نیست
اون خیانت نکرده نه کار اون نیست نگو نه ؟
اون هنوز واسم میمیره وقتی میخندم
اون بی من خوشحال نیست شرط میبندم
اون هنوزم واسم میمیره وقتی میخندم
اون بی من خوشحال نیست شرط میبندم
هنوز این قلب دیوونه میخوادت
چرا از من و عشقم هیچی نیست یادت هیچی نیست یادت
تو راه فقط داد زدم:خدایا!چرا؟! واقعا چرا ؟! مگه من بندهٔ بدی بودم برات؟!
رسیدم خونه دو بوق زدم تا مش رحیم در حیاط رو باز کنه. با کله سلامی بهش دادمو به سمت پایین رفتم. بعدش رفتم تو خونه از پله ها بالا رفتمو با دو خودم رو به اتاق رسوندم و ضبطمو روشن کردم اهنگ خدایا از علیرضا روزگار پخش شد
پخش شدن ترانه همانا و بلند شدن صدای گریه من همانا .
خدایا عاشقم کردو
کنار من نمیمونه
داره دل میکنه میره
بهم میگه پشیمونه
خدایا عاشقم کردو
حالا از بودنم سیره دل بیرحم اون حالا
یه جای دیگه ای گیره
خودش با من نمیمونه میگه قسمت ما اینه
میزاره گردن تقدیر ناهش رو نمیبینه
چه ساله نحسیه امسال
چه روزای بدی دارم
اهای تقویم پر پاییز ازت بیزاره بیزارم
تو تعبیر کدوم خوابی ؟
کدوم کاووس بی پایان
چقد دل میبری ساده
چقد دل میکنی اسون
کدوم مهمون ناخونده
منو از قلب تو رونده
نگاتو کی ازم دزدید دل من رو کی سوزونده؟
خودش با من نمیمونه میگه قسمت ما اینه میزاره گردن تقدیر گناهش رو نمیبینه
چه سال نحسیه امسال چه روزای بدی دارم
اهای تقویم پر پاییز ازت بیزاره بیزاره .
ترانه رو دوباره زدم که تکرار بشه_تکرار_ تکرار_ تکرار و با فکر و خیال به خواب رفتم.
چطوره؟؟
- ۷.۰k
- ۰۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط