{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یک دوست میخواهد که اوقاتی که دلتنگم

"دلم یک دوست میخواهد که اوقاتی که دلتنگم
بگوید خانه را ول کن بگو من کی، کجا باشم؟"

امیدی بر جماعت نیست میخواهم رها باشم
اگر بی انتها هم نیستم بی ابتدا باشم

چه می شد بین مردم رد شوی آرام و نامرئی
که مدتهاست میخواهم فقط یک شب خدا باشم

اگر یک بار دیگر فرصتی باشد که تا دنیا -
بیایم دوست دارم تا قیامت در کما باشم

خیابانها پر از دلدار و معشوقان سردرگم
ولی کو آنکه پیشش میتوانم بی ریا باشم ؟

کسی باید بیاید مثل من باشد، خودم باشد
که با او جای لفظ مضحک من یا تو، ما باشم

یکی باشد که بعد از سالها نزدیک او بودن
به غافلگیر کردنهای نابش آشنا باشم

"دلم یک دوست میخواهد .
دیدگاه ها (۴)

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازموانگه همه بت ها را در پیش تو بگ...

گفتم عزیز قلبمی گفتی مگر دلداده ای!گفتم فدای چشم تو گفتی دگر...

ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺳﺎﺯ ﺗﻮ ﺁﻭﺍﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽﺟﺎﻧﺎ ﻣﺰﻥ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻣﺰﻥ ﺳﺎﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽﺩ...

باران که شدی مپرس ، این خانه کیستسقف حرم و مسجد و میخانه یکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط