{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بت ها را در پیش تو بگدازم

صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم

تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری
یا آنکه کنی ویران هر خانه که می سازم

جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم

هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم

در خانه آب و گل بی توست خراب این دل
یا خانه درآ جانا یا خانه بپردازم
دیدگاه ها (۱۵)

گفتم عزیز قلبمی گفتی مگر دلداده ای!گفتم فدای چشم تو گفتی دگر...

.بی وفا،من در هوایت،بی هوا بغضم گرفتبی صدا سوزِ نوایت،بی هوا...

"دلم یک دوست میخواهد که اوقاتی که دلتنگمبگوید خانه را ول کن ...

ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺳﺎﺯ ﺗﻮ ﺁﻭﺍﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽﺟﺎﻧﺎ ﻣﺰﻥ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻣﺰﻥ ﺳﺎﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط