{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جنازه پسرشونُ که آوردند

جنازه پسرشونُ که آوردند

چیزی جزء دو سه کیلو استخون نبود

پدر سرشو بالا گرفت و گفت :حاج خانم غصه نخوری ها !!!

دقیقا وزن همون روزیه که خدا بهمون هدیه دادِش
#شهدا
دیدگاه ها (۳)

سرباز : میشه برم دوستمو که زخمی شده نجات بدم ؟فرمانده : ارزش...

اُمُّل بودن جسارت میخواد...اینکه وسط یه عده بی نماز،نماز بخو...

فوکویاما میگه دموکراسی همه ی عالم رو میگیره جزء تشیع.شیعه ی ...

امام غایب و شیعیان منتظر....آن روز هم مثل همیشه ، ڪلاس درس ا...

#تجربه_من ۱۳۴۸#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری #تحصیل #اشتغال ...

(رازی به نام عاشق و عشقش)پارت ششم[با تق‌تق در، همه نگاه‌ها ب...

My lovely neighbor part : 57

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط