{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت وقتی شرم داشته باشی از امیدوار زیستن، بدان که منتهای

گفت وقتی شرم داشته باشی از امیدوار زیستن، بدان که منتهای ‌تجربه‌ات از تلخی را داری زندگی می‌کنی.
هرچه‌قدر هم که امید را بقچه‌پیچ کرده باشی که دست حقیقت بهش نرسد، شره می‌کند رنج، خیس می‌کند بقچه را و امیدت آب می‌رود و کوچک می‌شود و دیگر یک روز به تنت اندازه نمی‌شود دیگر.
گفت توی تمام جنگ‌هایی که هر روز راه می‌افتد و هرشب لختی می‌آرامد و باز ادامه می‌یابد، انگار فقط خورشید است که تاریکی را می‌شکند هر صبح و خسته نمی‌شود هیچ از دوباره شب شدن. از شکستن.
گفتم چاره‌ای هم دارد؟
گفت شاید هم چاره ندارد. و خوبی‌ش این است که ما هم چاره نداریم.




پ.ن:بر هیچ‌کس افسانهٔ امید نخواندیم
عمری‌ست همان بیکسی ماست‌کس ما
دیدگاه ها (۷)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۳

گفت وقتی شرم داشته باشی از امیدوار زیستن، بدان که منتهای ‌تج...

*Arvij*. ♡ܣܩیܢܚ݅ܘ ܢܚܢ̣ܝ̇‌ ܢ̣ߊ طܝ‌ߊ‌وࡅ߳ߺߺܙ ܢܚ݅ߊ‌ܥ‌‌ߊ‌ܥ̣ߺ♡

خلاصه بگویم: دوست خوبم، ما نباید امیدمان را برای همیشه از دس...

می دانید ناامیدی کی بیشتر می آید سراغ آدم؟ درست از لحظه ای...

فردا روز دیگریستمی دانید ناامیدی کی بیشتر می آید سراغ آدم؟ د...

می دانید ناامیدی کی بیشتر می آید سراغ آدم؟ درست از لحظه ای...

🍃🌺نگرانی چیزی را حل نمی کند ناامید بودن توجه خداوند را جلب ن...

گاه چنان هجومِ تلخی‌ها بی‌امان می‌شود که گویی جهان، تمامِ در...

#تلنگر_مهدوی_مقام_خوف_و_رجا۵ --- یکی از نشونه های اصل بودن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط