گاه بر زلف سوار است ، گهی بین ِلبت

گاه بر زلف سوار است ، گهی بین ِلبت
"گل ِسور" بودن عجب حس ِعجیبی دارد ...
**********************

انصاف نیست
همه سرمست از ماگنولیایِ تنت ،
در خیابان باشند
و من اینجا ، التماسِ بـاد را بکنم ...
**********************

دلت نخواست بگو
آرایشت را عوض کنم ؛
موهایِ تــو در شعرهایم
شرابیِ ماهاگونی ست ...
**********************

سبکِ نقاشیِ چشمانِ سیاهت سخت است
چند سالی ست دلِ فرشچیان می گیرد ...
**********************

حق من بود که بر گونه ی تو بوسه زنم
تو وکیل بودی و یک لایحه دادی ... عمراً
**********************

سیبِ زردِ لبِ من
سرخیِ سیبِ لبِ تو
روی هم رفته عجب طعمِ دوسیبی دارد ...
دیدگاه ها (۲۴)

دلت نخواست بگوآرایشت را عوض کنم ؛موهایِ تــو در شعرهایمشرابی...

...کاش می‌شد که شـبی غرق نگاهت بشومزورقی گـم شده در چشـم سیا...

لب مست تو عجب شربت نابی دارد ساحل چشم تو اما چه شرابی ...

(سناریو فرفره های انفجاری)(BL)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط