سرود غريبه اي دست وپا سفيد و سرآبي
سرود غريبه اي دست وپا سفيد و سرآبي
شاعر : فرهاد پيربال
در تبريز
دانه گندمي يافتم؛
براي گنجشككان گرسنه اربيل با خود مي برمش
در راه ميان يزلو و ونيز
درخشش يك رديف لامپ را ديدم ؛
مي چينمش و براي كوچه هاي تاريك سليمانيه مي برم
در اشتوتگارت
تلألؤ رنگين برگ درختان چنار را ديدم؛
مي برم شان براي خيابانهاي غمگين زاخو
شاعر : فرهاد پيربال
در تبريز
دانه گندمي يافتم؛
براي گنجشككان گرسنه اربيل با خود مي برمش
در راه ميان يزلو و ونيز
درخشش يك رديف لامپ را ديدم ؛
مي چينمش و براي كوچه هاي تاريك سليمانيه مي برم
در اشتوتگارت
تلألؤ رنگين برگ درختان چنار را ديدم؛
مي برم شان براي خيابانهاي غمگين زاخو
- ۳۶۸
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط