{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالم نمی دهند ، پرم را شکسته اند

بالم نمی دهند ، پرم را شکسته اند

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس

پل های امن ِ پشت سرم را شکسته اند

هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند

هم شاخه های تازه ترم را شکسته اند

حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دور و برم را شکسته اند

گل های قاصدک خبرم را نمی برند

پای همیشه ی سفرم را شکسته اند

حالا تو نیستی و دهان های هرزه گو

با سنگ ِ حرف ِ مُفت ، سرم را شکسته اند
دیدگاه ها (۲)

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می ف...

بچه ها عشق قشنــگ است ولـیسهم عاشق دل تنــگ است ولـیبین معشـ...

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شودباید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شو...

بعضیا یه جوری لفت میدن...........انگار اگر برن ما یتیم میشیم...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

پارت ۲ راز ستارۀ درخشان بخش اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط