{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر که در طایفه منتظران جا دارد

هر که در طایفه منتظران جا دارد
چشم امید به بیداری فردا دارد

ما که یک عمر دم از یاری مولا زده ایم
گرچه گفتیم، ولی، وقت عمل جا زده ایم

ما نفهمیده در این قائله سر بار شدیم
عاشقی دردسری بود، گرفتار شدیم

غیر هر جمعه که ما لحظه شماری کردیم
تا به پایان برسد فاصله، کاری کردیم؟!

ما نشستیم و فقط درد سرودیم از تو
غزل ساده ی برگرد سرودیم از تو

با حساب دل خود هر چه شمردیم نشد
بی ریا هیچ دعایی به تو تقدیم نشد

انتظار فرج و دیده ی تر کافی نیست
ندبه و عهد به هنگام سحر کافی نیست

آآآآآآآآی مردم پسر فاطمه تنهاست هنوز
قرن ها رفته و او منتظر ماست هنوز

یازده قرن گذشته ست و زمستان باقیست
یوسفی رفته و تنها غم هجران باقیست

گرچه گاهی دل او را به گنه لرزاندیم
عهد خواندیم و بر آن عهد مصمم ماندیم

شک نداریم که این معرکه رد خواهد شد
شاید این جمعه همان جمعه که می آید شد ...
دیدگاه ها (۳)

✨ای محبوب دلها !تمام هستی ‏ام را خاک قدمت می ‏کنم تا شاید نظ...

«أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری‏» (علق/14) بشر نمی‌دا...

الهی!گر زارم در تو زاریدن خوش استور نازم به تو نازیدن خوش اس...

خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه...

یکی از احکام زیارت ارباب سید الشهدا اینکه باید زائر با سرو ر...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت هفدهم: وقتی طوفان شروع ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط