پارت معشوقه

پارت 33. 4معشوقه
نویسنده: دکتر رفت کوک و معاینه کرد دید هیچیش نیس به کوک ارام بخش زدن
دکتر از اتاقش رفت بیرون پیش بقیه
ته اقای دکتر کوک حالش خوبه چیزیش که نشده
دکتر نه نگران نباشید چیزیش نیس بهش ارام بخش زدیم تا نیم ساعت دیگه بهوش میاد
ته اخیش خیالم راحت شد ا.ت چرا زدیش
ا.ت خوب خودش گفت بزنم اذیتم هم کرد
ته خوب تو نباید بزنیش که
ا.ت خوب ببخشید معذرت می خوام
ته نباید از من عذر خواهی کنی باید از کوک. عذر خواهی کنیم
ا.ت خوب بزار بهوش بیاد بهش میگم

نیم ساعت بعد
دکتر اقای تهیونگ بیمارتان اقای کوک بهوش امدن می تونید ببیندیشون
ته خیلی ممنون
بچه ها بریم کوک و ببینیم
نویسنده همه رفتن به اتاق کوک
ا.ت کوک حالت خوبه
تهمین کوک حالت خوبه
شوگا و جیهوب کوک حالت خوبه
دخترا کوک حالت خوبه
کوک اره خوبم نگرانم شدید
ته اره نگرانت شدیم.
کوک نگران نباشین من حالم خوبه
ا.ت کوک
کوک چیه
ا.ت عم معذرت می خوام منو ببخش لطفا
کوک نمی خواد عذر خواهی کنی مثلا عشق قدیمم بودیا
نویسنده ا.ت. کوک را بغل کرد
کوک حالش خوب شد و همگی رفتن به خونه هاشون
دیدگاه ها (۰)

پارت 34. 4معشوقه فردا صبح ویو ا.ت: جیهوب بیدار شو بری...

پارت 35. 4معشوقه ویو ا.ت رفتیم به ادرسی که اقای نامجو...

#نفر_بعدی_در_کار_نیست #نفر_بعدی_در_کار_نیست #نفر_بعدی_در_کار...

بچه ها فقط ۹نفر دیگه مونده تا ۶۰۰تایی بشیم

"سرنوشت "p,28..ویو کوک *.با این حرفم جیهوپ اومد بغلم کرد ......

فیک مافیای سیاه من part 7

هرزه ی حکومتی پارت ۷ بردمش تو اتاق خودم...دستش و محکم ول کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط