part
part۴۱
به سمت اتاق ا/ت رفتم درو زدم ولی جواب نداد یبار دیگه زدم بازم جواب نداد . دستگیره رو دادم پایین وارد اتاق شدم ا/ت رو غرق در خون دیدم یه جیغ بنفشه ای کشیدم و رفتم سمتش.
*ا/ت چیشده پاشو
*ا/ت پاشو (داد)
چرا بلند نمیشه به سمت هال رفتم و داد زدم.
*جیم.... ین ا/ت
! چیشده (به سمت ویلیامی که تو پله ها وایساده بود و داشت گریه میکرد رفت)
*ا/ت (گریه)
! چیشده بهش جواب بده
*غرق در خونه
٬داری چی میگی به ا/ت چیشده
*خفه شو مرتیکه همشو تو کردی
٬داری چی میگی مگه من مریضم زن ایندمو بزنم
*اره زدیش
همگی به سمت اتاق ا/ت رفتیم.
*جیمین ببریمش دکتر اون حالش خوب نیس
_وایسین من میبرم شما هم بیایید
ته ا/ت رو براید بغل کردو به سمت ماشین رفت
؛ ددی تو چرا میبری اه
_به توچه
ته ا/ت رو گذاشت ماشین خودش هم نشست شروع کرد به روندن .
بعد چندین
رسیدیم بیمارستان.
_کمک یکی کمک کنه
پرستار ها اومدن و ا/ت رو گذاشت تخت (نمیدونم اسمش چیه)
و بردن
چندین
ویلیام و جیمین اومدن و ویلیام گفت
*چی شد حالش خوبه
_نمیدونم
*اون مرتیکه رو زنده نمیزارم
بعد چندین دکتر اومد. وهمگی به سمت دکتر رفتیم.
*اقای دکتر حالش خوبه
د:متاسفانه
*چیزی شده؟
د:برای یک سال به ای سیو رفتین
*یعنی چی چی میگین چی شده
د:به خاطر ضربه زیاد رحم این به پایین اومده (بسم الله دارم چی میگم) و به همین دلیل شاید زیاد به ای سیو میرن
*(گریه) دکتر رفت و نشستیم اونجا تا ا/ت رو وقتی میبرن ای سیو ببینیم.
بعد چندین در باز شد ا/ت روی تخت بود چند تا سیم وصل کرده بودن بهش .
*میشه یکم بمونه؟
پ:نه خانم وقت کمه باید زود ببریمش
*اوکی
دست ا/ت رو گرفت و گفت.
*معذرت میخوام که بهت زور گفتم تا ازدواج کنی معذرت میخوام ابجی مواظب خودت باش باشه؟
+انگشتش رو یکم تکون داد (ربات)
*دستشو تکون داد پرستار (ذوق)
پ:بی زحمت اجازه بدین ما بریم
*نه نه حالش خوبه حتی دستشو هم تکون داد
پ:خانم لطفا بیایین کنار
! عزیزم بیا کنار
*نه نه جیمین حالش خوبه من نمیزارم ببرنش
! باشه حالا بیا کنار
پرستار ا/ت رو برد
*من بدون اون چجوری یکسال رو بگذرونم
! من پیشتم
*پیشم باش ولی نمیتونی جای ا/ت رو بگیری
٬یا چرا رفت هنوز عروسی ما مونده امشب کار داشتیم
*خفه شو مرتیکه (رفت از یقش گرفت)
٬بهم دس نزن
داماد رفت
! حالا بیایین بریم خونه فردا میاییم
*نه من امشب میمونم اینجا
! فردا میاییم دیگه پاشو بریم
*نمیخوام
! نه پاشو بریم زود باش
*اما
! اما بی اما پاشو میریم
جیمین. ته. ویلیام. از بیمارستان خارج شدن و رفتن خونه تا اوضاع رو جمع کنن
ادامه دارد.......
به سمت اتاق ا/ت رفتم درو زدم ولی جواب نداد یبار دیگه زدم بازم جواب نداد . دستگیره رو دادم پایین وارد اتاق شدم ا/ت رو غرق در خون دیدم یه جیغ بنفشه ای کشیدم و رفتم سمتش.
*ا/ت چیشده پاشو
*ا/ت پاشو (داد)
چرا بلند نمیشه به سمت هال رفتم و داد زدم.
*جیم.... ین ا/ت
! چیشده (به سمت ویلیامی که تو پله ها وایساده بود و داشت گریه میکرد رفت)
*ا/ت (گریه)
! چیشده بهش جواب بده
*غرق در خونه
٬داری چی میگی به ا/ت چیشده
*خفه شو مرتیکه همشو تو کردی
٬داری چی میگی مگه من مریضم زن ایندمو بزنم
*اره زدیش
همگی به سمت اتاق ا/ت رفتیم.
*جیمین ببریمش دکتر اون حالش خوب نیس
_وایسین من میبرم شما هم بیایید
ته ا/ت رو براید بغل کردو به سمت ماشین رفت
؛ ددی تو چرا میبری اه
_به توچه
ته ا/ت رو گذاشت ماشین خودش هم نشست شروع کرد به روندن .
بعد چندین
رسیدیم بیمارستان.
_کمک یکی کمک کنه
پرستار ها اومدن و ا/ت رو گذاشت تخت (نمیدونم اسمش چیه)
و بردن
چندین
ویلیام و جیمین اومدن و ویلیام گفت
*چی شد حالش خوبه
_نمیدونم
*اون مرتیکه رو زنده نمیزارم
بعد چندین دکتر اومد. وهمگی به سمت دکتر رفتیم.
*اقای دکتر حالش خوبه
د:متاسفانه
*چیزی شده؟
د:برای یک سال به ای سیو رفتین
*یعنی چی چی میگین چی شده
د:به خاطر ضربه زیاد رحم این به پایین اومده (بسم الله دارم چی میگم) و به همین دلیل شاید زیاد به ای سیو میرن
*(گریه) دکتر رفت و نشستیم اونجا تا ا/ت رو وقتی میبرن ای سیو ببینیم.
بعد چندین در باز شد ا/ت روی تخت بود چند تا سیم وصل کرده بودن بهش .
*میشه یکم بمونه؟
پ:نه خانم وقت کمه باید زود ببریمش
*اوکی
دست ا/ت رو گرفت و گفت.
*معذرت میخوام که بهت زور گفتم تا ازدواج کنی معذرت میخوام ابجی مواظب خودت باش باشه؟
+انگشتش رو یکم تکون داد (ربات)
*دستشو تکون داد پرستار (ذوق)
پ:بی زحمت اجازه بدین ما بریم
*نه نه حالش خوبه حتی دستشو هم تکون داد
پ:خانم لطفا بیایین کنار
! عزیزم بیا کنار
*نه نه جیمین حالش خوبه من نمیزارم ببرنش
! باشه حالا بیا کنار
پرستار ا/ت رو برد
*من بدون اون چجوری یکسال رو بگذرونم
! من پیشتم
*پیشم باش ولی نمیتونی جای ا/ت رو بگیری
٬یا چرا رفت هنوز عروسی ما مونده امشب کار داشتیم
*خفه شو مرتیکه (رفت از یقش گرفت)
٬بهم دس نزن
داماد رفت
! حالا بیایین بریم خونه فردا میاییم
*نه من امشب میمونم اینجا
! فردا میاییم دیگه پاشو بریم
*نمیخوام
! نه پاشو بریم زود باش
*اما
! اما بی اما پاشو میریم
جیمین. ته. ویلیام. از بیمارستان خارج شدن و رفتن خونه تا اوضاع رو جمع کنن
ادامه دارد.......
- ۱۹۳
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط