{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❄️ ❄️

❄️ ❄️
من ڪه جز هم‌نفسے با تو ندارم هوسی
با وجود تو چرا دل بسپارم به ڪسی
زنده‌ام بے تو و شرمنده‌ام از خود هرچند
ڪه دمے از سر رغبت نڪشیدم نفسی
ناامیدم مڪن از صبر و بگو می‌آید
عادل ظلم ستیزے، ملک دادرسی
به ڪجا پَر بڪشد در هوس آزادی
آنڪه از بال و پرش ساخته باشد قفسی
من ڪسے جز تو ندارم ڪه به دادم برسد
می‌توانے مگر اے عشق به دادم نرسی
دیدگاه ها (۱)

‌‌ تو همچو نفسی هستی که در جانمهمان سویی هستی که در چشممهمان...

لبخندت را به چشمانم بیاویز!نفس هایت را بر دهانم بریز!از حجم ...

چه میکند این عشقتو را آرامدر دل صدا می زنم ،شمعدانی ناز می ک...

.میخواهم ...لب هایت نامم را ،پیراهنت عطرم را ،دست هایت دستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط