{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »
موضوع:وقتی به یه گربه بیشتر از اونا توجه می‌کنیم...
(درخواستی)
ایساگی یویچی:
«...ببخشید، من هنوز اینجام.» 😐

باچیرا مگورو:
میاد کنار گربه می‌شینه.
«پس از امروز منم میوم میوم می‌کنم!» 🐱

ناگی سیشیرو:
به گربه نگاه می‌کنه...
بعد همون‌جا روی زمین دراز می‌کشه.
«شاید منم اگه بخوابم، نوازشم کنه...» 😴

رئو میکاگه:
«برای یه گربه منو نادیده گرفتی؟ این توهین به سرمایه‌گذاری‌های منه!» 😂

رین ایتوشی:
دست‌به‌سینه می‌ایسته.
«اون حتی فوتبال هم بلد نیست.»

نیکو ایکی:
با دقت گربه رو نگاه می‌کنه.
«...راز محبوبیتش چیه؟ باید تحلیلش کنم.»

چیگیری هیوما:
«قبول... گربه خیلی بانمکه. ولی منو کلاً فراموش کردی؟»

شیدو ریوسه:
باشه الان کاری باهات ندارم ولی بزار برسیم خونه . . .

اوتویا ایتا:
«اون گربه بهت پول داده؟ چرا این‌همه طرفدارشه؟»

کاراسو تابیتو:
«من با کلی زحمت رقیب پیدا کردم... آخرشم یه گربه؟!»

هیوری یُو:
میاد کنار گربه می‌شینه.
«باشه... منم صبر می‌کنم نوبتم بشه.» 😌

یوکیمیا کنیو:
با خنده می‌گه:
«به نظرم اون امروز MVP شده.»

کورونا رانزه:
آخرش خودش با گربه بازی می‌کنه و هر دوتاشون تو رو نادیده می‌گیرن. 😂

آریو جیوبه:
«من با این همه ابهت، به یه موجود ۴ کیلویی باختم...»

مایکل کایزر:
به گربه خیره می‌شه و با خنده می‌گه:
«تبریک می‌گم کوچولو... امروز تونستی از منم بیشتر توجه بگیری.» 😏
دیدگاه ها (۸)

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: وقتی یه سوسک می‌بینیم و از ت...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: وقتی جلوی آینه دارن خودشونو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط