{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »
موضوع: وقتی یه سوسک می‌بینیم و از ترس پشتشون قایم می‌شیم...
درخواستی
ایساگی یویچی:
همین که از ترس بازوش رو می‌چسبی، اول جا می‌خوره.
بعد سوسک رو می‌بینه و با یه لبخند می‌گه:
«همین بود؟ صبر کن، الان بیرونش می‌کنم.»

باچیرا مگورو:
اول خودش از دیدن سوسک می‌پره عقب.
بعد با خنده می‌گه:
«وای! فکر کنم اونم از ما ترسیده!»
آخرش با یه لیوان می‌گیرتش و بیرون می‌بره.

ناگی سیشیرو:
به سوسک نگاه می‌کنه...
بعد به تو...
«باید حتماً امروز می‌اومد؟»
با بی‌حوصلگی یه دستمال برمی‌داره و خلاصش می‌کنه.

رئو میکاگه:
با تعجب می‌گه:
«برای یه سوسک این‌قدر ترسیدی؟»
ولی وقتی می‌بینه واقعاً ترسیدی، سریع رسیدگی می‌کنه و بعد کل خونه رو تمیز می‌کنه.

رین ایتوشی:
یه نگاه سرد به سوسک می‌کنه.
«...همین؟»
بعد بدون حرف اضافه از شرش خلاص می‌شه و زیر لب می‌گه:
«این‌همه سر و صدا برای این؟»

نیکو ایکی:
چند ثانیه سوسک رو با دقت نگاه می‌کنه.
«اگر از این سمت حرکت کنه، راحت می‌شه گرفتش.»
بعد دقیق همون کار رو انجام می‌ده.

چیگیری هیوما:
می‌بینه پشتش قایم شدی، آروم می‌خنده.
«باشه، تکون نخور. الان حلش می‌کنم.»

شیدو ریوسه:
اول مسخره ات می‌کنه و بعد
با هیجان می‌گه:
«نبرد تن‌به‌تن؟! بیا ببینم!» 😂
بعد با کلی سروصدا سوسک رو می‌گیره.

اوتویا ایتا:
شیطنتش گل می‌کنه.
«اگه نجاتت بدم، جایزه هم دارم؟»
بعد با خنده سوسک رو بیرون می‌بره.

کاراسو تابیتو:
یه پوزخند می‌زنه.
«از این موجود کوچولو می‌ترسی؟»
اما وقتی می‌بینه رنگت پریده، دیگه شوخی نمی‌کنه.

هیوری یُو:
آروم می‌گه:
«باشه، تو همین‌جا بمون.»
بدون عجله سوسک رو می‌گیره و از خونه بیرون می‌بره.

یوکیمیا کنیو:
لبخند می‌زنه.
«دیگه تموم شد، لازم نیست بترسی.»

کورونا رانزه:
بی‌سروصدا از کنارت رد می‌شه، سوسک رو می‌گیره و برمی‌گرده.
انگار اصلاً اتفاقی نیفتاده.

آریو جیوبه:
یه نگاه به سوسک می‌کنه و می‌گه:
«واقعاً موجود چندان فریبنده‌ای نیست...»
بعد خیلی شیک از شرش خلاص می‌شه.

مایکل کایزر:
به سوسک نگاه می‌کنه، بعد به تو که پشتش قایم شدی.
یه لبخند مغرور می‌زنه.
«باورم نمی‌شه بزرگ‌ترین رقیب امروز من یه سوسکه.»
بعد خیلی راحت از شرش خلاص می‌شه و با همون لبخند می‌گه:
«تمام شد. حالا می‌تونی از پشت من بیای بیرون.»«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »
موضوع:
دیدگاه ها (۱۸)

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: وقتی جلوی آینه دارن خودشونو ...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »موضوع: ساعت ۵ صبح بیدار می‌شن و می‌...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ » موضوع:وقتی به یه گربه بیشتر از اون...

سناریو: در خواستی وقتی ات می‌گه «حامله هستم» 🤍نامجون:چند ثا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط