{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«Don't scold me»

«Don't scold me»
part-۱۷

ویو الیس*
یکم بعد جونگکوک اومد خونه و سکوت رو شکست ، اومد کنارم نشست و گفت......
جونگکوک: چطوری جوجو
الیس: خوبم جونگکوک
جونگکوک: بیا این واسه توعه .....
الیس: واقعا
جونگکوک: اره ، دیدمشون بنظرم خیلی به پاهات میان ....
الیس: ممنونم ازت
جونگکوک : خواهش ، راستی شب میای بریم کنار ساحل ؟؟؟
الیس: اره میام ......

«پرش زمانی به شب»


ویو الیس*
کنار ساحل قدم میزدیم که یهو جونگکوک جلوم زانو زد و یه حلقه جلوم گرفت و گفت.....
جونگکوک: الیس ، من عاشقت شدم.......
با من ازدواج میکنی؟؟؟
تو شک بودم همه اینا خوابه یه خواب خوب و ‌بد ؟؟؟ نمیخوام بیدار شدم......
چی بگم ...‌، چطوری انقدر مهربون شد ، نمیفهمم .....
الیس: جونگکوک من باید امشب فکر کنم.......
جونگکوک: باشه جوجو ، من منتظر جوابت میمونم .....
و بعد لبش رو روی لبم گذاشت ......


«پرش زمانی به صبح»


ویو الیس*
کل شب بهش فکر کردم ، میدونم جوابی که میخوام بدم از نظر خیلی ها دیوونگی هست ولی خب این زندگی منه و تصمیم گرفتم که یکبار ریسک کنم......
بعد صبحونه جونگکوک ازم پرسید.....
جونگکوک: جوجو ، جوابت رو بهم میگی ؟؟؟؟
الیس: یکم صبر کن، ولی خب باشه بهت میگم.....
من تصمیم گرفتم عاشقت بشم ....
نه خودش چیزی گفت نه گذاشت من حرفی بزم لبش رو محکم روی لبم گذاشت و محکم بغلم کرد .....
باورم نمیشه اینو گفتم من ازش متنفر بودم ولی شاید همون اولین بار مه دیدمش عاشقش شدم.......
به هر حال برای اولین بار خودم با میل خودم باهاش همراهی میکردم و دستام رو دور گردنش حلقه کردم........
(نظری ندارم😑😑 ، الیس خنگه به من و تو چه😒😒😒😒)
شرایط پارت بعدی :
۳۰ لایک
۱۵ بازنشر
۱۰ کامنت
دیگه از این شرایط کمتر ؟؟؟
تکمیل نکنین میام میزنمتون😥😒😫😌
دیدگاه ها (۰)

اینم از کفش هایی که جونگکوک واسه الیس خریده بود❤❤مربوط به پا...

«Don't scold me»part-16«پرش زمانی به یک هفته بعد »ویو نویسند...

«Don't scold me»part-ادامه پارت ۱۵الیس: خوشحالم که خوبی ماما...

«Don't scold me»part-13 «پرش زمانی به صبح روز بعدی»ویو الیس*...

«Don't scold me»part-9ویو الیس*ازش پرسیدم که اسمش چیه و اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط