يکي تعريف ميکرد: شام مهمون بوديم،
يکي تعريف ميکرد: شام مهمون بوديم،
سر سفره به بابام ميگم،اون پارچ آب رو ميدي؟
زد پس کله ام نزديک بود سرم بره تو بشقاب!!
ميگم چرا ميزني؟ ميگه:خاک بر سرِت کنن!
آب که خونه خودمونم هست..جوجه بخور!!
سر سفره به بابام ميگم،اون پارچ آب رو ميدي؟
زد پس کله ام نزديک بود سرم بره تو بشقاب!!
ميگم چرا ميزني؟ ميگه:خاک بر سرِت کنن!
آب که خونه خودمونم هست..جوجه بخور!!
- ۱۹۸
- ۰۳ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط