{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصر یک جمعه دلگیر،

عصر یک جمعه دلگیر،
دلم گفت: بگویم، بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیدست،
چرا آب به انسان نرسیدست،
و هنوزم که هنوز است، غم عشق به پایان نرسیدست
بگو حافظ دل‌خسته ز شیراز بیاید،
بنویسد که هنوزم که هنوز است،
چرا یوسف گم‌گشته به کنعان نرسیدست و
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست....
دیدگاه ها (۳)

من زن بدنیا آمدم تا عاشق باشم و قلبم فقط با یک نگاه بلرزد سر...

تو را به یک فنجان چای دعوت می کنمساده و بی بهانه دعوتم را بپ...

مــــے شود یڪ شب خوابیدو صبــحبا خبــر شد ، غم ها را از یڪ ڪ...

نِمــــــےدانستَم... دِلتــَـــنگے دل نـــــازُکَم مے کُنـَد...

تودرون قلب من فرمان روایی دگر مثلت نیست غیر آغوش تو هرجا برو...

این آهنگ داره به زبون خودش میگه منم می‌خوام به زبون خودم بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط