{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زن بدنیا آمدم

من زن بدنیا آمدم
تا عاشق باشم
و قلبم فقط با یک نگاه بلرزد
سرمای دستانم را
دستهای یک مرد گرم کند
و تنها نگاهی که مرا
جذب می کند
نگاه مردانه باشد
من بدنیا آمدم
تا عشق هم بدنیا بیاید
تا عطر یاس و اقاقی های نفسهایم
خانه ی مرد آرزوهایم را معطر کند
من نه عارفم و نه صوفی و نه شاعر
من یک زنم
مرا باید زنانه شناخت
و عاشقانه لمس کرد
خدا.. هم زن را با عشق آفرید
و او را بویید و بوسید
من یک زنم
مثل پروانه ها
زنها عاشق که می شوند میمیرند...
دیدگاه ها (۴)

تو را به یک فنجان چای دعوت می کنمساده و بی بهانه دعوتم را بپ...

زیاده خواه نیستم ! .جاده‌ ی شمالیک کلبه ی جنگلی‌.......یک می...

عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت: بگویم، بنویسمکه چرا عشق به انسان ...

مــــے شود یڪ شب خوابیدو صبــحبا خبــر شد ، غم ها را از یڪ ڪ...

عاشق باش 🌹عاشقی تنها مختص به زن و مرد نیستو نخواهد بود !می ت...

راز همسر داری و حفظ احترام و حرمت در خانواده؟ اگرمی خواهی خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط