{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد جداییمون به بهونه های مختلف بهم زنگ میزد.

بعد جداییمون به بهونه های مختلف بهم زنگ میزد.
یه بار میگفت کته رو چجوری میپزن ؟
یه بار طرز کار لباسشویی و میپرسید ؟
یه بار اسم شامپوی همیشگی موهاشو ؟
بهش گفتم چی شده؟ 
کته پختن و مامانتم بلده ،لباسشویی دفترچه داره ،از رو ظرف قدیمی شامپو اسمشو بخون ،
به جای این بهوونه ها دلیل اصلیتو بگو ... گفت :نمیخوام فراموشم کنی ،گفت دوست دارم وقتی بهت زنگ میزنم جوابمو بدی ، چون میدونی گیر کردم ،
گفت بلدم کته بپزم ،اما حس میکنم اگه تو بدونی دارم کته میخورم بهت نزدیک ترم ،گفت میتونم لباسشویی راه بندازم ،اما دلگرم میشم وقتی میفهمی ٧کیلو لباس کثیف دارم ،
گفت فقط دوس دارم حالا که رفتی باز تو زندگیم باشی ،
دوس دارم هر جا گیر کردم ،مطمئن باشم ک تو جوابمو میدی ... من بعد اونروز دیگه جوابشو ندادم ،اون باید میفهمید دیگه منی وجود ندارم،آدم یه بار ناامید بشه ،بهتره از اینکه هر روز امیدوار به چیز نامعلوم باشه! .
دیدگاه ها (۳)

گفتم ... "مائده"تا حالا "دچار" شدیگفت : دچار چی ...!؟سختیفقر...

غمگینم،درست حالِ زنی را دارم که نمیداند ،در خانه ی خودشچه نس...

-میخواستم بمانم ،رفتم.میخواستم بروم ،ماندم.نه رفتن مهم بود و...

آن طرف راه را بر کاروان تو بسته اند.....این طرفچه راه بندانی...

ری اکشن شخصیت های توکیو ریونجرز«پارت ۲»✨مــــوضــــــوع:«اگه...

رمان: ببر من p13 بابا:نه مگه با شما نیومده؟_: نه اگه نیومده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط