وقتےمےخندے
وقتےمےخندے
تمام قندهاے دنیا
در دلم آب مےشود
من لبخندت را زندگے مےکنم
نفس مےکشم
نفس مےکشم
و آن قدر شاعرمےشوم
که تمام واژه ها را
براےنوشتنت کم مےآورم
دارد باران مے بارد
و یادت در قلبم جوانه مےزند
پنجره را که مےگشایم
نسیم عطر نفس هاےتو
را برایم به ارمغان مےآورد
من اینجایم بربال آسمان
دارم باران را مشق مےکنم
اما تو لبخند بزن
بگذار از لبخندت
رنگین کمانےدر قلبم جوانه زند
تمام قندهاے دنیا
در دلم آب مےشود
من لبخندت را زندگے مےکنم
نفس مےکشم
نفس مےکشم
و آن قدر شاعرمےشوم
که تمام واژه ها را
براےنوشتنت کم مےآورم
دارد باران مے بارد
و یادت در قلبم جوانه مےزند
پنجره را که مےگشایم
نسیم عطر نفس هاےتو
را برایم به ارمغان مےآورد
من اینجایم بربال آسمان
دارم باران را مشق مےکنم
اما تو لبخند بزن
بگذار از لبخندت
رنگین کمانےدر قلبم جوانه زند
- ۲۲۵
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط