{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیابون ها پوشیده از بوی نم بارون و خاک خیس بود،لوسیفر جلو

خیابون ها پوشیده از بوی نم بارون و خاک خیس بود،لوسیفر جلوی در شرکت الستور ایستاد و با خودش فکر کرد چرا باید همچین کسی دنبال ی ادم خیابونی مثل اون باشه.
داخل رفت و سوار اسانسور شد،و دکمه طبقه ای که اتاق الستور توی اون بود رو زد،اسانسور اهنگ ملایمی پخش کرد و این باعث شد لوسیفر چند ثانیه از فکر و خیال دور بشه
از همون لحضه ای که لوسیفر با اون لبخند کج و رد نگاه خستش وارد اتاق جلسه شد الستور فهمید روزش قرار نیست بی دردسر بگذره.
نور کم اتاق روی کت اتو کشیده مخمل الستور میفتاد،و برق دکمه هاشو چند برابر میکرد
اون همیشه خیلی دقیقه،صاف میشینه و ی لبخند معروف روی لبشه،لبخندی که هیچ کس نمیتونه بفهمه پشتش چی میگذره
برعکس لوسیفر با شلختگی دلبرانه خودش وارد شد،موهاش به سبک خودش بهم ریخته بود و همیشه دکمه بالای لباسش باز بود،انگار همین الان از ی بحث ناتمام با خودش زده بیرون
لوسیفر،با چشم هایی که انگار ده ها روزه که نخوابیدن به الستور نگاه کرد
-خب،برای چی گفتی بیام اینجا؟
الستور با ضرافت خاص خودش،انگار که داره ی عمل جراحی انجام میده پوشه مشکی رنگی رو روی میز گذاشت
+بحث ما راجب به ی قرارداده
لوسیفر بی حوصله به الستور نگاه کرد
-دقیقا چه قراردادی؟
الستور با ارامش عصبی کنندش گفت
+برای سود شرکت توی طرح جدیدی که خودم پیشنهاد دادم ما باید نقش یه زوج رو بازی کنیم
-باز شروع شد
لوسیفر اینو زیر لب گفتن و صندلی شو جلو تر کشید
-نقش ی زوج؟تو الان جدی الستور؟
الستور چند دقیقه مکث کرد و بعدش چند کاغذ از اون پوشه مشکی‌ رنگ بیرون اورد
+این ها قرارداد هایی مربوط به اینه که ما باید تا هروقت که نیاز باشه برای بالا بردن سود شرکت نقش بازی کنیم
لوسیفر کاغذ هارو از دست الستور گرفت،کمی رو با بی‌حوصلگی خوند و بعدم اونارو روی میز گذاشت
-خب،چی به من میرسه؟
الستور تک سرفه ای کرد و خودش رو جمع کرد
+البته که تو هم سهم خودتو برای همکاری داری،بعدش میتونی توی شرکتم کار کنی چی بهتر از این؟
لوسیفر کمی توی فکر فرو رفت،هیچ کس بدش نمیومد توی شرکت الستور کار کنه
-باشه،کجارو باید امضا کنم؟
الستور لبخند نصف و نیمه ای زد،و ی خودکار آبی از جیبش بیرون اورد
+به نفعته اول همشو بخونی
-واقعا باید کل اینارو بخونم؟
+بله
لوسیفر با حرص شروع کرد خوندن صفحات قرارداد،بعدشم خودکاری که روی میز بود و برداشت تا امضا کنه ولی،ی لحضه دچار تردید شد
+چیشده؟اگه دوست نداری من گزینه های دیگه ای هم برای جایگزین تو دارم
-نه،امضا میکنم
-خب الان تو میگی که باید جلوی بقیه جوری رفتار کنیم که انگار عاشق همیم؟
+اره
-و به این فکر نکردی که ممکنه باور نکنن؟
+نگران نباش،من همه چیز رو برنامه ریزی کردم
لوسیفر دستشو روی پیشونیش کشید و به نقطه نامشخصی خیره شد
و،خودکار و به لبش چسبوند.
-و کی اوضاع رو کنترل میکنه؟
+من
لوسیفر وتونست جلوی سرخ شدن گوشه لپش رو بگیره
+از اولم معلوم بود
اون با کمی تردید که خودش متوجهش نبود،خودکار رو روی کاغذ چرخوند و اسمش با جوهر آبی روی اون قرارداد پدید اومد
لحظه ای که لوسیفر امضا کرد الستور لبخند نامحسوسی زد،این لبخند از طرفی‌واقعی بود و...از طرفی هم خطرناک

پارت ۱
دیدگاه ها (۰)

الستور همراه لوسیفر از شرکت خارج شدن و،به سمت خونه ال حرکت ک...

باح باح

کمیک ......

شیپ چارلی الستور با همرا اسید 🫙بیفرمایید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط