{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الستور همراه لوسیفر از شرکت خارج شدن و،به سمت خونه ال حرک

الستور همراه لوسیفر از شرکت خارج شدن و،به سمت خونه ال حرکت کردن.
لوسیفر سعی کرد کمی ذهنشو مرتب کنه،چشماشو بست و سرش رو تکیه داد به پشتی صندلی
الستور همونجور که رانندگی میکرد متوجه خستگی لوسیفر شد
+خسته شدی؟
لوسیفر چشماشو باز کرد و سرشو به سمت الستور چرخوند،کمی مکث کرد و بعد جواب داد
+نه فقط،ذهنم یکمی شلوغه
توی مسیر حرف زیادی بین اون دوتا رد و بدل نشد،و سکوت بینشون خیلی ازادهنده بود
وقتی رسیدن خونه و وارد شدن،همونجا بوی قهوه تلخ و چوب سوخته ی خونه ال توجه لوسیفر و جلب کرد
خونه الستور هم مثل خودش مرتب و بی نقص بود،هرچیزی جای خودشو داشت
الستور کت مشکی خودش رو روی چوب لباسی گذاشت و به سمت لوسیفر رفت.
+به نظر خسته میای،میخوای بری تو اتاق؟
-اره،اتاق من کدومه؟
لوسیفر با دیدن تخت دو نفره،و بالش های قلبی برق از سرش پرید،انگار ی سطل اب یخ ریخته باشن رو سرش
-ما...
+اره،توی ی اتاق میخوابیم،روی ی تخت نگران نباش این تخت جای کافی واسه هر دو مون داره
و بعد لبخند زد،لبخندی که بیشتر از سر تمسخر بود تا محبت
+یا که ترجیح میدی روی زمین بخوابی؟مثل گربه های خیابونی؟
لوسیفر سعی کرد جلوی صورتش که از خجالت سرخ شده بود و بگیره
-من...من ترجیح میدم روی کاناپه بخوابم
+او که اینطور،خب من توی حموم هستم کاری داشتی میتونی صدام کنی
لوسیفر رفت و بدن خسته شو ولو کرد روی کاناپه،دستشو روی چشمش گذاشت و کم کم خوابش برد
وقتی الستور از حموم بیرون اومد چهره خواب لوسیفر،جذبش کرد
رفت و روی کاناپه بالای سر لوسیفر نشست،دستشو فرو برد توی موهای طلاییش،نور کم نشیمن باعث میشد پوست سفید لوسیفر بیشتر از همیشه بدرخشه
الستور زیر لب گفت
+نگاش کن چقدر نازه،چطور میتونه اینقدر کله شق باشه؟
ال لوسیفر و بغل کرد،وزنش از اون چیزی که فکر میکرد خیلی کمتر بود،رفت توی اتاق و گذاشتش روی تخت خودشم پیشش خوابید


پارت ۲
دیدگاه ها (۱)

باح باح

باح باح

خیابون ها پوشیده از بوی نم بارون و خاک خیس بود،لوسیفر جلوی د...

کمیک ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط