قرار نبود عاشقش بشم
قرار نبود عاشقش بشم
پارت: 12
ویو جیمین
فکر کنم با حرفایی که بهش زدم تونستم دلش رو بدست بیارم بالاخره قبول میکنه امروز یا فردا مهم نیست قبول میکنه حتماً بیخیال بریم سمت کلاس
*جیمین رفت داخل کلاس و نشست که استاد امد و کنارش یه دختر هم بود که خیلی سک/سی بود و زیبا استاد بهش اشاره کرد که خودش رو معرفی کنه
استاد:بچه ها ایشون دانشجو جدید هستن لطف کنید و خودتون رو به بچه ها معرفی کنید
علامت دختره &
&سلام من یونا هستم دانشجو جدید کلاس شما و امیدوارم کنار هم خوش حال باشیم 😊
استاد: می تونی بری کنار جیمین بشینی اگر راحتی
&بله استاد مشکلی ندارم میتونم کنارش بشینم
*یونا رفت و کنار جیمین نشست و از قصد دامنش رو کمی بالا زد تا سفیدی پوستش رو نشون بده*
_سلام من جیمینم خوشبختم«با لبخند»
&منم یونام خوش حالم از دیدنت جیمین
*در طول کلاس یونا همش بدنش رو تو دید جیمین گذاشته بود و خودش رو بهش می چسبوند چون عاشقش شده بود و حاضر بود هر کاری کنه تا جیمین رو بدست بیاره برای همین سعی داشت انو تحر/یک کنه تا بدستش بیاره*
&جیمین من کتابم رو نیاوردم میشه بیای نزدیک تر
*جیمین که متوجه همه چیز شده بود لبخند شیطانی زد و رفت نزدیک تر به یونا و دستش رو گذاشت روی رون یونا و فشار محکمی بهش وارد کرد*
&جیمین تو های خوبی«با کمی ناله گفت و خندید»
*نیم ساعت گذشت و کلاس تموم شد و جیمین رفت بیرون که یونا هم امد پیشش و خودش رو بهش چسبوند*
&اوپا تو دوست دختر داری؟ «با لحن لوس»
_بهش درخواست دادم نمیدونم قبول میکنه یا نه
*اخمای یونا تو هم رفت و عصبی شد و حسادت کرد به ا.ت*
_یونا بعداً می بینمت من باید برم پیش دوستم
*جیمین نذاشت یونا حرف بزنه و سریع رفت پیش کوک و از پشت پرید رو کولش که کوک شوکه شد*
=پسره احمق چته؟ نزدیک بود بیفتم
_عصبی نشو کوک...راستی به ا.ت اعتراف کردم و گفت باید بهش فکر کنه نمیدونم قبول کنه یا نه...اما قبول می کنه
=هوم دختره خیلی سادس زود قبول میکنه و زود اعتماد میکنه
_آره واقعاً خوشم نمیاد از همچین دخترهایی
=راستی اون داف کی بود کنارت داشت باهات حرف میزد
_اون دختره؟......یوناست دختر لوس و احمقی است
=نمیدونم ولی بنظرم حسوده از قیافش معلومه
_نمیدونم میرم پیش ا.ت ببینم قبول کرده یا نه؟
=اوکی برو پیشش بعداً میبینمت پسر
*جیمین رفت پیش ا.ت که نشسته بود داخل کافه دانشگاه داشت آروم بی صدا غذاش رو میخورد و اروم کتاب مطالعه می کرد خیلی آروم و ناز*
شرط: 17 لایک 10 کامنت
پارت: 12
ویو جیمین
فکر کنم با حرفایی که بهش زدم تونستم دلش رو بدست بیارم بالاخره قبول میکنه امروز یا فردا مهم نیست قبول میکنه حتماً بیخیال بریم سمت کلاس
*جیمین رفت داخل کلاس و نشست که استاد امد و کنارش یه دختر هم بود که خیلی سک/سی بود و زیبا استاد بهش اشاره کرد که خودش رو معرفی کنه
استاد:بچه ها ایشون دانشجو جدید هستن لطف کنید و خودتون رو به بچه ها معرفی کنید
علامت دختره &
&سلام من یونا هستم دانشجو جدید کلاس شما و امیدوارم کنار هم خوش حال باشیم 😊
استاد: می تونی بری کنار جیمین بشینی اگر راحتی
&بله استاد مشکلی ندارم میتونم کنارش بشینم
*یونا رفت و کنار جیمین نشست و از قصد دامنش رو کمی بالا زد تا سفیدی پوستش رو نشون بده*
_سلام من جیمینم خوشبختم«با لبخند»
&منم یونام خوش حالم از دیدنت جیمین
*در طول کلاس یونا همش بدنش رو تو دید جیمین گذاشته بود و خودش رو بهش می چسبوند چون عاشقش شده بود و حاضر بود هر کاری کنه تا جیمین رو بدست بیاره برای همین سعی داشت انو تحر/یک کنه تا بدستش بیاره*
&جیمین من کتابم رو نیاوردم میشه بیای نزدیک تر
*جیمین که متوجه همه چیز شده بود لبخند شیطانی زد و رفت نزدیک تر به یونا و دستش رو گذاشت روی رون یونا و فشار محکمی بهش وارد کرد*
&جیمین تو های خوبی«با کمی ناله گفت و خندید»
*نیم ساعت گذشت و کلاس تموم شد و جیمین رفت بیرون که یونا هم امد پیشش و خودش رو بهش چسبوند*
&اوپا تو دوست دختر داری؟ «با لحن لوس»
_بهش درخواست دادم نمیدونم قبول میکنه یا نه
*اخمای یونا تو هم رفت و عصبی شد و حسادت کرد به ا.ت*
_یونا بعداً می بینمت من باید برم پیش دوستم
*جیمین نذاشت یونا حرف بزنه و سریع رفت پیش کوک و از پشت پرید رو کولش که کوک شوکه شد*
=پسره احمق چته؟ نزدیک بود بیفتم
_عصبی نشو کوک...راستی به ا.ت اعتراف کردم و گفت باید بهش فکر کنه نمیدونم قبول کنه یا نه...اما قبول می کنه
=هوم دختره خیلی سادس زود قبول میکنه و زود اعتماد میکنه
_آره واقعاً خوشم نمیاد از همچین دخترهایی
=راستی اون داف کی بود کنارت داشت باهات حرف میزد
_اون دختره؟......یوناست دختر لوس و احمقی است
=نمیدونم ولی بنظرم حسوده از قیافش معلومه
_نمیدونم میرم پیش ا.ت ببینم قبول کرده یا نه؟
=اوکی برو پیشش بعداً میبینمت پسر
*جیمین رفت پیش ا.ت که نشسته بود داخل کافه دانشگاه داشت آروم بی صدا غذاش رو میخورد و اروم کتاب مطالعه می کرد خیلی آروم و ناز*
شرط: 17 لایک 10 کامنت
- ۹۶۴
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط