{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار نبود عاشقش بشم

قرار نبود عاشقش بشم
پارت 11

ویو نیم ساعت بعد
*ا.ت از معلم خداحافظی کرد و رفت توی حیاط نشست و درخت ها رو تماشا میکرد که یهو حس کرد یکی نشسته کنارش که سرش رو چرخوند و جیمین رو دید که خیلی آروم بود و به حیاط خیره شده بود*
_چیزی شده ا.ت
+چی؟.......نه
_هوم ازت یه سوال دارم
+چه سوالی؟ بپرس جواب میدم
_دوست پسر داری؟
+من؟ نه تا حالا نداشتم هیچوقت
*جیمین حیرت زده بهش خیره شد و گفت*
_هیچوقت دوست پسر نداشتی!
+آره چیز عجیبیه؟
_خوبه پس من اولین دوست پسرت میشم عزیزم
+صبر کن.......منظورت چیه
_می خوام دوست دخترم بشی و من دوست پسرت باشم و در مقابل همه ازت محافظت کنم این اجازه رو بهم میدی که دوست پسرت باشم هوم؟
*ا.ت تو شوک فرو رفته بود انتظار همچنین چیزی رو نداشت از جیمین*
+من باید فکر کنم جیمین نمیتونم مستقیم جواب بدم باید بهش فکر کنم اشکالی نداره؟
_اشکالی نداره هر چقدر وقت خواستی بگو من برات صبر می کنم ارزش صبر رو داری
*جیمین خم شد و گونه ا.ت رو بوسید و بلند شد و مشتقیم روبه ا.ت گفت*
_من میرم بیش جونگکوک بعداً می بینمت قند عسلم
ویو ا.ت
نمی دونم قلبم چرا داشت تند می زد اون واقعا...من دوست دخترش بشم؟ اما چرا از من خواست؟
منم دوسش دارم می خوام درخاستش رو قبول کنم بنظرم پسر خوبی بد نیست مهربونه
*ا.ت داشت به ویژگی های جیمین فکر می کرد و بلاخره تصمیم گرفت قبول کنه یا نه*



به نظرتون ا.ت درخاست جیمین رو قبول میکنه؟
دیدگاه ها (۱۰)

300 تاییمون مبارک 😍🥳🥳ممنونم بابت حمایت ها تون 😘

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 10پایان فلش بک ویو ا.ت بلند شدم رف...

Part 15

سناریو ران هایتانی موضوع:اگه توی پارک هستین یه پسر مزاحم شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط