{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

~"چنگ زده بود،آویخته بود به زندگی.

~"چنگ زده بود،آویخته بود به زندگی.
در حاشیه زندگی میکرد اما زندگی،تمامِ چیزی بود که داشت.
اصرار داشت که بماند و نفس بکِشد و زندگی کند،در جایی که هیچکس انتظارش را نداشت، در جایی که کمتر فرصتی برای زندگی بود.

مثلِ ما
•|🌸|•
دیدگاه ها (۲)

~"آن آدمِ ساکتِ آن گوشه.ها،همان.همانیکه باید سرک بِکشی تا از...

ترکیبِ معصومیت و شیطنت،ترکیبِ شرم و بی پروایی،ترکیبِ ظرافت و...

-«من اینجا در انتهایِ جهان ایستاده ام مجاورِ آخرین بندهایِ ...

-«یک شغل هم هست،«منتظرِ آمدنش بودن».یک بخشِ مهم از شبانه روز...

گاهی آدم به جایی می‌رسد که دیگر چیزی برای خواستن ندارد…فقط آ...

می‌نویسم تا زنده بمانمهر کلمه تکه‌ای از نفس‌هایم استبا هر خط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط