{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه جای سوختگی کوچیک روی زانوم دیدم

یه روز یه جای سوختگی کوچیک روی زانوم دیدم
به مامانم گفتم : این جای چیه؟
گفت : حدودا 6-5سالت بود؛شلوارک پات بود
چهارشنبه سوری هم بود،با پسرعموهات رفتی از روی آتیش پریدی!
گفتم : آهان... پس اونجا سوخته!
گفت : نه اونجا نسوختی،اومدی خونه خودم با قاشق سوزوندمت
که دیگه بی اجازه جایی نری ..!
مادر من چه حرکتیه آخه
دیدگاه ها (۴)

امروز نمیدونم جوابِ کدوم کار نیکمو گرفتم!.........رفتم نیم ک...

حسین اینم عکس لو رفتت خخخخخخ

توقع مردایرانی ازهمسرایده آلش:قد و قواره: ریهانا. :]هیکل: جن...

part:20name: عشق و جداییویو بورا و برگشتم...اون یه پسر بود ف...

P5🍋‍🟩نامجون:وقتی دستشو دیدم که اون طوری وحشتناک سوخته یه لحظ...

casino16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط