{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با چای تو باشد

با چای تو باشد
سر صبحی چه شود ، عشق.....!
آغوشِ تو و
گرمیِ یک جرعه غزل وای..

#میثم_نریمان
دیدگاه ها (۲)

توییٖ یارا که خواب آلوده بر من تاختن کردیمنم یا رب که بخت خو...

نقاشی تو را می کشم ولی به جای رنگ قرمز، به قلب فلزی ات ضد زن...

چون قناری های آزاد از قفس...پهنه ی پرواز می خواهد دلم!

کاش آن شب را نمی آمد سحرکاش گم در راه پیک بد خبرای عجب کان ش...

از اینکه مردم با تعجب و کنجکاوی به من زل میزنند و زیر لب زمز...

وقتی سرما خورده بود و...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 3جیمین: هی کوکی خوش اومدی به خونمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط