{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی عاشق شوهر خواهرتی

وقتی عاشق شوهر خواهرتی
part¹⁰
پیراهن کوتاه کالباسی رنگمو از کمد بیرون کشیدم(عکسسو اسلاید بعدی گذاشتم)
بعد پوشیدن لباسم به سمت میز ارایشم رفتم و یه ارایش ملیح رو صورتم انجام دادم موهامو باز گذاشتم و با دستگاه فر کننده مو موج های ریزی تو موهام انداختم از پشت میز بلند شدمو کفش  پاشنه نیم سانتی کالباسی  رنگمو  پوشیدمو گردنبند طلام که پلاک اسمم روش بود و انداختم دور گردنم و با برداشتن گوشیم رفتم طبقه پایین
هایلیم: به به دختر خوشگلم زیبا بودی زیبا تر شدی
جانوو: خیلی خوشگل شدی دخترم
لبخندی زدم که لیسا گفت
لیسا: ابجی جون خیلی خوشگل شدی
به سمتش برگشتم که با لبخند پر از غم لیسا مواجه شدم
رفتم سمتش و در گوشش گفتم
ا/ت: انقدر ناراحت نباش من دیگه جین دوست ندارم و میخوام ازدواج کنم
از قیافه لیسا معلوم بود که باور نکرده نبایدم باور کنه اخه کی باورش میشه یه ادم بتونه تو دو ماه عشقشو فراموش کنه از خودم خجالت میکشیدم که عاشق شوهر خاهرم بودمو بهش فکر میکردم


نظرتون درباره این پارت و لباسش؟
شرایط پارت بعد👇🏻
لایک: ۱۲
کامنت: ۳
دیدگاه ها (۹)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_64پلاستیک رو باز کردم لباس خ...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

مافیای من

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

پارت ۳۱۰ دیقه مونده به شروع مراسم رسیدیم و بادیگردا در ماشین...

رمان عشق ممنوع

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط