تو یادم دادی که با همه خوب و بدش اجازه بدم بره یه گوشه ...

تو یادم دادی که با همه خوب و بدش، اجازه بدم بره یه گوشه خنثی از قلب و ذهن و حافظه ام... یه گوشه که جای تجربه اس فقط... نه چیز دیگه...
که حالا چشم باز می کنم می بینم فاصله گرفتم ازش و هیچ میلی به برگشت های متعدد دیگه وجود نداره...
دیدگاه ها (۱)

یاد گرفته‌ام برگردم و دوباره تلاش کنم. هر‌چند می‌دانم چیزی ت...

یاد همه چیزهایی که بوسیده ام و گذاشتم کنار میفتمیادم نمی آید...

من عاشقتم... این رو هم می‌دونم که عشق یعنی فریادهای بیهوده.....

همه چیز اول یک رویاست و بعد ناگهان اتفاق می افتد

سلام به نام خدا

همه داریم جون می‌کنیم تا بتونیم یکم بهتر زندگی کنیم، کی گفته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط