{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز اگر آمده ام سوی تو ای یار

امروز اگر آمده ام سوی تو ای یار
یک عمر دلم پیش تو بوده ست گرفتار
گفتی که بیا با دل و دین ات سرِ بازار
گفتم که می آیم فقط اینبار نیازار
هم قیمت جان است اگر دیدنِ رویت
جان بر کفم اینبار می آیم سر دیدار
آیینِ تو عاشق کُشی ام هست اگر دوست
آیینِ من عاشق شدن است و دل و دلدار
ما گرچه موازی نشدیم و نشدی عشق
اما تو برو ، پشتِ تو می آیم ، هر بار
دیدگاه ها (۵)

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

تقدیم به بهترینم🫀🫂دل دیگر طاقتِ یاری ندارد عشق من چون دلِ بی...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

یک دم بیا با عاشقان دستی بچـــرخان و بروچرخی بـزن مستی نمـا ...

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط