چند پارتی
چند پارتی
فرشته نجات پارت آخر
ویو کازو
الان از احساساتم به یور مطمئنم
من عاشق یور شدم از همون بچگی عاشقش بودم ولی انکار می کردم که عاشقشم ولی باید درباره احساساتم بگم
یور:کازو......کازو....کازوتوراااااااا(با داد)
کازو:بله یور-چان
یور:چند بار صدات کردم حواست کجاست
کازو:هیچی تو فکر بودم باجی کجاست🤨
یور:رفت من موندم حواسم به تو باشه
کازو آها راستی می خواستم یک چیزی بهت بگم
یور:بگو راحت باش😊
کازو خیلی سریع
کازو:دوستت دارم یور-چان
یور:ها😖
کازو:دوستت دارم میشه دوست دخترم شی
یور:با کمال میل کازو منم دوستت دارم
پرش زمانی به چند سال بعد
باجی:و این جوری بود که مامان و بابای یومی و کورو باهم ازدواج کردن
یهو همه اومدن(یور،کازو،مایکی،اما، دراکن،شینجیرو،ایزانا،میتسویا،یوزوها،هاکای،تاکه میتچی،هینا،چیفویو)
اما:باز شما بچه ها خواستین از گذشته ما براتون بگه
یور:گذشته ها گذشته شما بچه ها الان باید به فکر آینده خودتون باشین نه گذشته ی ما باشه
بچه ها:بله خله یور/مامان
پایان
فرشته نجات پارت آخر
ویو کازو
الان از احساساتم به یور مطمئنم
من عاشق یور شدم از همون بچگی عاشقش بودم ولی انکار می کردم که عاشقشم ولی باید درباره احساساتم بگم
یور:کازو......کازو....کازوتوراااااااا(با داد)
کازو:بله یور-چان
یور:چند بار صدات کردم حواست کجاست
کازو:هیچی تو فکر بودم باجی کجاست🤨
یور:رفت من موندم حواسم به تو باشه
کازو آها راستی می خواستم یک چیزی بهت بگم
یور:بگو راحت باش😊
کازو خیلی سریع
کازو:دوستت دارم یور-چان
یور:ها😖
کازو:دوستت دارم میشه دوست دخترم شی
یور:با کمال میل کازو منم دوستت دارم
پرش زمانی به چند سال بعد
باجی:و این جوری بود که مامان و بابای یومی و کورو باهم ازدواج کردن
یهو همه اومدن(یور،کازو،مایکی،اما، دراکن،شینجیرو،ایزانا،میتسویا،یوزوها،هاکای،تاکه میتچی،هینا،چیفویو)
اما:باز شما بچه ها خواستین از گذشته ما براتون بگه
یور:گذشته ها گذشته شما بچه ها الان باید به فکر آینده خودتون باشین نه گذشته ی ما باشه
بچه ها:بله خله یور/مامان
پایان
- ۸۰
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط