{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی یونو

تک پارتی یونو
(شما اینجا خواهر دوقلوی آستا هستین و جادوتون آستا و دوتا شیطان شما می تونین کنترلش کنید)
ویو آسی
وایی خدایا چقدر خستم آنقدر تمرین کردم که دارم از خستگی میمیرم دلم برای یونو تنگ شده با اجازه لوروپیچیکا دارم میرم پیش یونو کتابم رو در آوردم
آسی:شیطان کش
و سوار شمشیرم شدم
پرش زمانی به رسیدن آسی
ویو یونو
یعنی من شاهزاده پادشاهی قلب سیاه ام ولی من
یهو صدایی از شیعی جادویی آمد بهمون حمله شده کاپیتان یهو با تمام سرعتم رفتم به مقر وقتی رسیدم آسی یه استخون تو سینه اش بود یهو از خود بی خود شدم سمتش رفتم
یونو:آسی آسییی آسیییی نه هق.......هق لطفا......هق..... ترکم نکن من بدون تو.......هق..... نمی تونم ......هق.......ادامه بدم لطفا نرو...هق....آسییییییییی(با داد)
یهو درختی در آمد و جون آسی رو نجات داد (آسی هنوز بغل یونو بود)
آسی:یونو گریه کردی من چیزیم نیست حالم خوبه
یونو:مثل داداشت احمقی
آسی:آره همه همینو میگن ولی برام مهم نیست
یونو:همینتو دوست دارم ولی باید از اون انتقام بگیرم
پرش زمانی بعد شکست دادن سه قلوه های شیطانی
یونو:چقدر این بچه انرژی داره یو مثل(یو و یونا دختر های آسی و یونه)
منه ولی یونا به تو رفته
آسی:یعنی از من و یونا بدت میاد🤨
یونو:نه منظور اینه که اخلاقش مثل تو هست و من اینو دوست دارم
(با لبخند دوندون نما)
پایان
دیدگاه ها (۰)

سناریو باکودکو(اینجا ایزوکو دختره و با همون کوسه ها و زمانیه...

چند پارتی فرشته نجات پارت آخرویو کازو الان از احساساتم به یو...

شروعی دوباره پارت ۷.

مافیای عاشق. پارت ۱۴.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط